2777
2789
عنوان

مشاعره

| مشاهده متن کامل بحث + 879 بازدید | 231 پست
ترسم از کشته شدن نیست از آن میترسمکه هموزم رمقی باشد و قاتل برود

با دل گفتم که ای دل از نادانی

محروم ز خدمت شده ای میدانی؟

ای خوش آن عاقل که زد بر کوچه ی دیوانگی... :)

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

دانی که چرا سر نهان با تو نگویم؟طوطی صفتی طاقت اسرار نداری

یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم

تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم

ای خوش آن عاقل که زد بر کوچه ی دیوانگی... :)

من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی عهد نابستن از آن بِه که ببندی و نپایی

یاد باد انکه ز ما وقت سفر یاد نکرد

به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد

ای خوش آن عاقل که زد بر کوچه ی دیوانگی... :)

آب طلب نکرده همیشه مراد نیستگاهی بهانه ایست که قربانیت کنند

دانی که چرا در سیر خویش بر خود میلرزد قلم؟

ترسد که ظلمی را کند در حق مظلومی رقم

ای خوش آن عاقل که زد بر کوچه ی دیوانگی... :)

یاغی نی ام ترحمی ای پادشاه حسنگردن کشیده ام که تماشا کنم تو را

ای کعبه به داغ ماتمت نیلی پوش

وز تشنگی ات فرات در جوش و خروش

ای خوش آن عاقل که زد بر کوچه ی دیوانگی... :)

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108