با یه آقایی حدود ح ماه صحبت کردم ، همو تا بحال ندیده بودیم از دوتا شهر مختلف بودیم هر بار که برنامه ریزی میکردیم یکیمون یه کاری براش پیش میومد ، تو این ۸ ماه اونقدر بهم محبت کرد و پیگیرم بود که عاشقش شدم ، ما برای ازدواج با هم باید هم استان و هم محل کارمون جابجا میشد که گفت تو غصه نخور من همه کار میکنم و نمیذارم آب تو دلت تکون بخوره، من هم با این شرابط ادامه دادم ، ما قهر و آشتی زیاد داشتیم اما تو اخرین قهرمون که ۱۰ روز طول کشید همه رفتارش عوض شد از این رو به اون رو شد ، هر چی اصرار کردم که نرو و دوستت دارم باهام تموم کرد ، من خیلی تلاش کردم و دوسش دارم ، با اینکه تحصیلاتم و کارم و موقعیتم عالیه اما نمیتونم یه لحظه هم از فکرش در بیام