ببین بعد چندسال سر و کله زدن با همسایه های به معنای واقعی آشعال و جنگلی به این نتیجه رسیدیم که اعتراض اوضاع خرابتر میکنه بدترش میکنن
طولانی میگم ولی چون تجربه دارم میگم
الان رفتیم تو کار سیاست و با پنبه سر بریدن
شوهرم باهاش گرم و صمیمیه و تونست تو کلش کنه که صدای تی وی رو نصف شب بلند نکنید اون خلاص شدیم بقیه رو هم به مرور دیگه
ضمنا چون مستاجرن و رفتنی زیاد همسرم نمیخاد چیزی بگه که ان شالله بلکه رفتن
ما دوبار با همسایه در افتادیم دوبارشم نابود شدیم و فرار کردیم
اصلا با ادم نانجیب نباید روبرو شد
اونم زرنگه ها پیش همسرم کاری نداره وای به شبی که تنها باشم برا همون بی خیال
فقط تو رو خدا دعا کنید همسایه ادم گیرم بیاد