از یادآوریش جلوشم اذیت میشم اشتباهات خودم بوده واون به روم نمیاره الان اصلا ولی دوس ندارم اصلا دربارشون حرف بزنم انقد روزای بدی بود یه جورایی میخوام اونو از خودم راحت کنم تا با من زندگی نکنه و من همش مدیونش نباشم یا هر کاری دلش خواست نتونه بکنه به خاطر اشتباه من یعنی سو استفاده نکنه ومن مجبور باشم هیچی نگم ولال بمونم😢😢😢😢😢