2777
2789
عنوان

دو بهم زنی

84 بازدید | 6 پست

دختر عمم اومد خونمون (دورهمی بود)ی دختر داره که دخترش واقعا یلحظه نمیشینه ۴ سالشه اصلاا این بچه ی ثانیه نمیشینه هی میپره میچرخه میره دست میزنه به پرده وسایل میشکونه خونه رو بهم میریزه اصلا یک لحظه آروم نمیشینه ولی بخدا ما تحمل میکنیم حتی گاهی بچشو میاره نگه میداریم که خونشو بتونه تمیز کنه به کاراش برسه تهشم خودمون برش میگردونیم خودش نمیاد بچشو ببره زنگ میزنه میگه بیارینش

خلاصه ما واقعا تدارک دیدیم براش همچی اوکی بود تا اینکه( ما یه آینه داریم با میخ به دیوار وصله و خوب اگه از پایین بگیریش از بالا ول میشه پرت میشه رو سرت) دخترش رفت پایین اینو گرفت مامانم ترسید جیغ زد و بچه رو کشید عقب

وای دختر عمم رفت همجا نشست گفت پامو دیگه خونه اینا نمیذارم تا عمر دارم نمیرم خونشون

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

راحت شدین ازش پشت سرش همون خورده شیشه هارو پرت میکردین


دخترش هم عادت کرده هرجا میره بعد برمیگرده فتنه میکنه

اونروز رفته خونه زنداییش بعد پسر داییش کلاس داشته زنداییه میاد پسرشو ببره کلاس اونو میاره خونه عمم

من خودم در جریان کلاس پسرشون بودم هرروز میبینم اون ساعت میرن

اومد تو عمم پرسید کجا بودی گفت خونه زندایی عمم گفت پس چیشد اومدی( دختر ۴ سالهههه دروغ میگه)

گفت خوب بیرونم کردن دیگه😶

عمم گفت چیییییی اومد آمپری بشه

گفتم خجالت بکش دروغ نگو زشته خندید این بچه شیطانه

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108