بهش گفتم بیا جلو باهم ازدواج کنیم ( ماشین . خونه . حقوق ) همه چی داره در حد متوسط
تن به خواسته ام نداد همش گفت یکی دوسال صبرکن. آخه من چطوری به یک پسر اعتماد کنم و به پاش دوسال صبرکنم ؟ از کجا معلوم اون پایبند باشه بهم روز به روز وابسته تر میشدم . یروز حرف ازدواج میزد یروز حرفجدایی
منم زدم سیم آخر گفتم منو میخوای باید برام تلاش کنی بدستم بیاری اونم همش حرف بارم میکرد که رفیق نیمه راهمو...
خلاصه درنهایت برام آرزوی موفقیت کرد و تمام💔
همین؟ مگه نباید تلاش کنن بدست بیارن؟