دوستم از یکی از فامیلاشون خیییلی خوشش میومد درحدی که هرروز ناله داشت برای من که وااای کاش بهم درخواست میداد وای من عاشقشم چرا اون عاشقم نیست و.. هزارتا ناله های این مدلی
و میگفت ای کااااش شماره همدیگرو حداقل داشتیم 😐 یعنی کل حرفاش شده بود همین
ما دیروز رفتیم بیرون ، با حضور و نگاه و اجازه خودش من با گوشیش عکس داشتم میفرستادم برای خودم که تو لیست انتخاب مخاطبین دیدم همون پسره مای لاو سیوه تو واتساپ ( پروفایلش عکس پسره بود) 😐 اون لحظه چیزی نگفتم
اومدم خونه بهش گفتم اگه نمیخواستی بدونم هم فقط سکوت میکردی و حرفی نمیزدی دیگه دروغ. و ناله و نقش بازی کردنت چی بود؟ اول انکار کرد گفت نمیفهمم چی میگی
بعدش گفتم خودم با چشمام دیدم
اونم دست پیش گرفت پس نیوفته گفت تو به چه حقی رفتی گوشی من و گشتی حد و مرز خودتو بدون 😐😐🤣🤣🤣 بعدم اومد رفتار های اشتباه گذشته من و بیان کرد گفت توهم خیلی ادم بدی هستی یه بار قبلا بیرون رفتن رو کنسل کردی😐 ( با اینکه من معذرت خواهی کرده بودم و دراین حدم نبودن اون اشتباهاتم)
الان کی مقصره؟ تازه قهرم کرد 🤣🤣😐😳