سلام ۵ سال پیش بهم خیانت کرد وقتی فهمیدم گریه کردو معذرت خواهی کرد و گفت دیگه تکرار نمیشه منم چال کردم قضیه رو تا اینکه باز دوباره پارسال دیرم با همون زن هست رابطه جتسی دارن ولش نکرده حالم خیلی داغون شد دو تا بچه دارم نمیتونم جدا بشم خانوادم حمایتم نمیکنن و من هر روز بیشتر افسرده میشم مطمعنم الانم باهم هستن شوهرم دوسش داره قشنگ میفهمم اونا دارن زندگیشونو میکنن و منم هر روز آب میشم وقتی هم ب شوهرم اعتراض میکنم میگه همینی ک هست سرتو بنداز پایین زندگیتو کن
از اول نباید ضعف نشون میدادی.از خداش نیست عزیزم شوهرت اینطوری میگه که شمارو ساکت کنه.آبروش همه جا بره نمیتونه سر بلند کنه.بگو میرم محل کار شوهرش میگم زن همکارتون چیکاره ست
اره نباید میگفتم ولی حالا ک اینجوری شده چیکار کنم ؟ نه محبتی بهم میکنه ن توجهی منم تنهای تنهام
حذفش کن نادیده بگیرش.با بچه هات خوش بگذرون انگار شوهرت تو زندگیت نیست.ببخشید ولی شوهرت خیلی موجود کثیف و لجنیه که میدونه زنه متاهله بازم باهاش ارتباط داره.
خانوادش چجورین اگه به پدرشوهر مادرشوهرت بگی کاری میکتن؟