مهناز به آیدا گفت من مثه تو نیستم که به خاطر عید و عروسی و مهمونی و ... لباس بخرم. من مناسبتی لباس نمیخورم و از هرچی خوشم بیاد همون موقع میخرم.
الان آیدا هم بعد از شنیدن این حرف مدام داره لباس میخره وقت و بی وقت و میخواد به مهناز نشون بده. در کل آیدا میخواد همه وسایلشو به مهناز مستقیم نشون بده ولی مهناز وسایلاشو از آیدا قایم میکنه وقتی قراره ببیندش و سعی میکنه بهش نشون نده مستقیم.
به نظرتون این رابطه سمیه؟ مهناز و آیدا با هم رقابت و حسادت دارن؟ آیدا دهن بینه؟ نظرتون چیه با توجه به این داستان