خدانکنه آدم معنای زندگی رو از دست بده، به خودش میاد میبینه حتی به باز کردن چشماش بی میله وقتی بیدار میشه، به حرف زدن بی میله وقتی به آدما نزدیک میشه، و هر لحظه بیشتر از قبل باتری زندگی کردنش تموم میشه. مهم نیست تا لحظهی قبلش چقدر جنگیده و چندبار از پس زندگی بر اومده، طوری از زندگی کردن کنار میکشه که انگار هیچوقت آدم جنگجوی سابق نبوده. از زندگی و زنده بودن کنار میکشی..