یکی از رفیق هام تعریف میکرد
از فامیل هاشون، پسر و عروس باهم نقشه میریزن که طلا های مادرشوهر رو بدزدن
ولی مادر متوجه میشه و پسره نمیدونم خواسته بوده یا ناخواسته مادرش رو میکشه
وضع مالی بدی هم نداشتن فقط طمع کردن
بیش از حد برای من عجیب بود و دردناک
حتی عجیب تر از همه پرونده جنایی هایی که تاحالا خوندم