مامانم از عقد کردم و جهازمو گرفته تا یکاری بهم میگه من میگم باشه چندیقه صبر کن یا گاهی عصابم خورده یکم تند حرف میزنم اوقات تلخی میکنم سریع میگه چقدر نمک نشناسی چقدر بی لیاقتی چقد بی چشمو رویی منظورش بخاطر جهازمه ک اینهمه خرج کردیم جهاز خریدیم برات تو اینجور رفتار میکنی
تازه یبار گفت مثل عمه هاتی بی چشم رویی😂
حالا خوبه تا قبلش دختر خوبه و کار کن خونه بودم 😂
ولی جدا از شوخی قدردانشون هستم خیلیم هستم تو این گرونی زحمت کشیدن برام
ولی واقعا گاهی اوقات عصابم خورد میشه حوصله ندارم یا هرچی یذره درک نمیکنه
و وقتی اینجور میگه همش حس میکنم داره منت میزاره سرم و وااااقن دلم میشکنه ناراحت میشم
چیکار کنم واقعا دوسه باری شده اینجور گفته بهم و هربار دلم میشکنه
خیر سرم چنوقت دیگ میرم از خونشون میرم سر خونه زندگی خودم چرا اینجور میگه بهم ینی دلش نبوده اینارو بخره برام؟