2777
2789
عنوان

قضیه ملاقات

145 بازدید | 31 پست

دخترا واقعاً دلم خیلی شکسته و احتیاج دارم نظر بیطرفانهتون رو بدونم، چون خودم انقدر از نظر روحی تحت فشارم که دیگه نمیدونم دارم درست فکر میکنم یا زیادی حساس شدم.

همسرم به خاطر یه حادثه شدید توی بیمارستانه و هنوز شرایطش عادی نشده. دیروز من و مادرشوهرم رفتیم ملاقاتش. وقتی رفتیم، از خواب بیدار شد و هوشیاریش هم حدود ۱۳ بود.

چیزی که خیلی ناراحتم کرد این بود که با مادرش خیلی حرف زد، بوسش کرد و باهاش ارتباط داشت، ولی با من خیلی کم حرف زد. من دستش رو گرفتم و اون هم دستم رو محکم گرفت، ولی خودش مثل مادرش سر صحبت رو با من باز نمیکرد.

البته بعداً که خودم ازش سؤال میپرسیدم، جوابم رو میداد. مثلاً بهم گفت «حواست به سگ باشه»، منم گفتم خیالت راحت، حواسم هست. بعد چون ماسک داشتم گفت «ببینمت»، ماسکم رو پایین آوردم و چند لحظه نگام کرد. بهش گفتم «یادته بهم میگفتی سفیدبرفی؟» گفت «آره یادمه». گفتم دوباره بگو و گفت. بعد گفتم «میدونی که من خیلی دوستت دارم؟» گفت «آره». گفتم «تو هم منو دوست داری؟» گفت «خیلی».

ولی چیزی که اذیتم میکنه اینه که برای جواب گرفتن ازش باید خودم سؤال میپرسیدم؛ در حالی که با مادرش خودش شروع میکرد به حرف زدن.

از طرف دیگه چند بار به من میگفتن باید برم بیرون تا بقیه بیان ملاقات. همسرم به مادرشوهرم گفت تو نرو بمون اینجا و مادرشوهرم هم با خوشحالی از همسرم پرسید «من برم یا زنت بره؟» و همسرم گفت «زنم بره، اون یکیها بیان.» منم گفتم باشه و اومدم بیرون.

بعداً مادرشوهرم برای من تعریف کرد که پسرش چقدر باهاش حرف زده و چطور بوسش کرده و دست و صورتش رو بوسیده. من خودم چون بیرون بودم این صحنهها رو ندیدم و فقط حرفهای مادرش رو شنیدم.

حالا نمیدونم چرا این موضوع انقدر منو شکسته. شاید چون من همسرشم و این مدت تمام فکرم پیششه، دلم میخواست وقتی منو میبینه بیشتر واکنش نشون بده و بفهمم که هنوز منو میشناسه و دوستم داره.

از طرفی رفتار مادرشوهرم هم خیلی روی اعصابمه. اینکه جلوی من مدام تعریف میکرد که پسرش باهاش اینطوری بود و بیشتر از من تحویلش گرفته، باعث شد حس بدی پیدا کنم؛ انگار داره بین من و خودش مقایسه ایجاد میکنه. شاید اصلاً قصد بدی نداشته، ولی من الان واقعاً از نظر روحی حساس و داغونم و این حرفها خیلی بهم فشار میاره.

به نظرتون رفتار همسرم توی این شرایط طبیعیه؟ اینکه با مادرش بیشتر حرف زده ولی با من بیشتر با سؤال جواب داده، یعنی ممکنه منو نشناخته باشه یا دوست داشتنش نسبت به من تغییری کرده باشه؟

و درباره مادرشوهرم چی؟ من چطور با این حس و مقایسهای که ناخواسته بینمون ایجاد شده برخورد کنم؟

واقعاً دلم شکسته و بیشتر از هر چیزی میترسم که همسرم منو مثل قبل نشناسه یا رابطهمون بعد از این اتفاق عوض شده باشه. 😔

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

حس و حالت طبیعیه عزیزم

احتمالا اگه منم جای شما بودم چنین حسی پیدا میکردم اما هر چی فکر میکنم هیچ دلیلی نمیتونم پیدا کنم که چرا همسرتون فاصله گذاشته و به مادرش توجه بیشتری نشون داده.

به نی نی یار قول دادم بحث تعلیق دار نکنم~ ✿کویر خود ماندن و روئیدن از هیچ هنر هست🌱~اگه بعد بحث و دعوایی توی تاپیکهاتون شرکت کردم به این علت نیست که پشیمون شدم یا یک همچین چیزی فقط کاربری های رندوم یادم نمیمونه~یک عاشق پاییز و زمستون☃༄~تف به قوم پدری، لعنت به قوم مادری~راجع به اعتقاداتم با هیچ کسی شوخی ندارم. توهین کنی، متقابلا بهت توهین میکنم~ازدواج سنتی به معرف محدود نمیشه. معرفی شدن توسط واسطه فقط یک مدلشه. آقا پسر که مذهبیه، دختر خانم رو میبینه که اونم مذهبیه، خوشش میاد میره به خانواده میگه، خانواده هم تحقیقات میکنند و اقدام میکنند برای رسمی کردن.~صبر چگونه میکنی، بر این همه جفا علی/بغض چگونه میخوری یاد بده به ما علی

خییییلیییییییی حساسیبدبختو بزا یکم بهتربشه بعد توقع داشته باش مث قبل بت محبت کنه😭😭

طبیعیه حساسیتش عزیزم

استارتر احتمالا سنش زیاد نیست.

تصور کن شما واقعا عاشق همسرتی، شب و روز براش نگرانی میکشی بعد میری ببینیش اون اینجوریه که "آها! تو هم اومدی؟"

خب آدم یک حالی میشه.

به نی نی یار قول دادم بحث تعلیق دار نکنم~ ✿کویر خود ماندن و روئیدن از هیچ هنر هست🌱~اگه بعد بحث و دعوایی توی تاپیکهاتون شرکت کردم به این علت نیست که پشیمون شدم یا یک همچین چیزی فقط کاربری های رندوم یادم نمیمونه~یک عاشق پاییز و زمستون☃༄~تف به قوم پدری، لعنت به قوم مادری~راجع به اعتقاداتم با هیچ کسی شوخی ندارم. توهین کنی، متقابلا بهت توهین میکنم~ازدواج سنتی به معرف محدود نمیشه. معرفی شدن توسط واسطه فقط یک مدلشه. آقا پسر که مذهبیه، دختر خانم رو میبینه که اونم مذهبیه، خوشش میاد میره به خانواده میگه، خانواده هم تحقیقات میکنند و اقدام میکنند برای رسمی کردن.~صبر چگونه میکنی، بر این همه جفا علی/بغض چگونه میخوری یاد بده به ما علی

به نظرم حق داری ولی حساس نشو... همتون یه بحران سختو پشت سر گذاشتین.. مادرشم شاید از خوشحالیشه که هی اینارو تعریف میکنه البته خودت بهتر میشناسیش

🌹 "رَبِّ هَب لی مِن لَدُنکَ ذرِّیَّه طیِّبه انَّکَ سمیع الدعاء" 🌹    من به دستای خدا خیره شدم معجزه کرد😍😍خدایا شکرت برای این معجزه،،هزاااااار بار شکرت،، بعد از نه سال و پنج ماه انتظار و تلاش ۹۹/۸/۲۴ ازمایش بارداری م مثبت شد،،،۹۹/۹/۱۵رفتم سونوگرافی و به لطف خدا قلب میوه ی دلم تشکیل شده بود،،۹۹/۱۰/۱۷ هم صدای قلبشو شنیدم و با چشمای لبریز از اشک شوق از خدا خواستم که همه ی اونایی که منتظرن این لحظه رو بچشن و این اشک شوقو بریزن،،اینارو نوشتم تا اونایی که عین خودم منتظرن،،امضامو بخونن و امیدوار بشن به ادامه ی مسیر،،به مسیری ک سخته ولی وقتی صدای قلب بچتو میشنوی تمام اون سختیا رنگ میبازن،،،محتاج دعاتون هستم و دعاگوی همه منتظرا،،خدایا بازم شکرت به عدد تپش های قلبم شکرررررررر،،رب هب لنا من لدنک ذریة طیبة انک سمیع الدعاء،،اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

شایدم روش نشده خیلی حرف بزنه یا شمارو پیش خودش نگه داره.. مادرشوهرت باید خودش میرف میذاشت شما تنها باشین یکم..البته توی این موقعیت نبودم .. توی رمانا که اینجوریه دختروپسر حتی نسبتی ندارن با هم تنها میشن🤣


🌹 "رَبِّ هَب لی مِن لَدُنکَ ذرِّیَّه طیِّبه انَّکَ سمیع الدعاء" 🌹    من به دستای خدا خیره شدم معجزه کرد😍😍خدایا شکرت برای این معجزه،،هزاااااار بار شکرت،، بعد از نه سال و پنج ماه انتظار و تلاش ۹۹/۸/۲۴ ازمایش بارداری م مثبت شد،،،۹۹/۹/۱۵رفتم سونوگرافی و به لطف خدا قلب میوه ی دلم تشکیل شده بود،،۹۹/۱۰/۱۷ هم صدای قلبشو شنیدم و با چشمای لبریز از اشک شوق از خدا خواستم که همه ی اونایی که منتظرن این لحظه رو بچشن و این اشک شوقو بریزن،،اینارو نوشتم تا اونایی که عین خودم منتظرن،،امضامو بخونن و امیدوار بشن به ادامه ی مسیر،،به مسیری ک سخته ولی وقتی صدای قلب بچتو میشنوی تمام اون سختیا رنگ میبازن،،،محتاج دعاتون هستم و دعاگوی همه منتظرا،،خدایا بازم شکرت به عدد تپش های قلبم شکرررررررر،،رب هب لنا من لدنک ذریة طیبة انک سمیع الدعاء،،اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
من جای شما بودم نمیرفتم ملاقاتبه مادر شوهرمم میگفتم خدا رو شکر که حال پسرتون خوبه و خیلی خوشحالم ولی ...

اتفاقا هیچوقت نباید اینجوری بگه خصوصا اگ مادرشوهرش بدجنسه، اینجوری نقطه ضعف میده دست مادرشوهره، بنظر من سری بعد تنها بره ملاقات ولی سرسنگین باشه تا شوهرش دلیلشو بپرسه اینم ناراحتیشو بگه

من جای شما بودم نمیرفتم ملاقاتبه مادر شوهرمم میگفتم خدا رو شکر که حال پسرتون خوبه و خیلی خوشحالم ولی ...


واقعا توی این موقعیت نمیشه نره..شوهرشه ها


ولی بعدش که حالش بهتر شد ان شاءالله موروی سرش نذار استارتر

🌹 "رَبِّ هَب لی مِن لَدُنکَ ذرِّیَّه طیِّبه انَّکَ سمیع الدعاء" 🌹    من به دستای خدا خیره شدم معجزه کرد😍😍خدایا شکرت برای این معجزه،،هزاااااار بار شکرت،، بعد از نه سال و پنج ماه انتظار و تلاش ۹۹/۸/۲۴ ازمایش بارداری م مثبت شد،،،۹۹/۹/۱۵رفتم سونوگرافی و به لطف خدا قلب میوه ی دلم تشکیل شده بود،،۹۹/۱۰/۱۷ هم صدای قلبشو شنیدم و با چشمای لبریز از اشک شوق از خدا خواستم که همه ی اونایی که منتظرن این لحظه رو بچشن و این اشک شوقو بریزن،،اینارو نوشتم تا اونایی که عین خودم منتظرن،،امضامو بخونن و امیدوار بشن به ادامه ی مسیر،،به مسیری ک سخته ولی وقتی صدای قلب بچتو میشنوی تمام اون سختیا رنگ میبازن،،،محتاج دعاتون هستم و دعاگوی همه منتظرا،،خدایا بازم شکرت به عدد تپش های قلبم شکرررررررر،،رب هب لنا من لدنک ذریة طیبة انک سمیع الدعاء،،اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
لجم گرفت از کار شوهرش و مادر شوهرش


اره منم... ولی میدونو خالی بذاره مخصوصا اگه مادرشوهرش کرمو باشه... زحمت و رنج این مدتشم نادیده انگاشته میشه

🌹 "رَبِّ هَب لی مِن لَدُنکَ ذرِّیَّه طیِّبه انَّکَ سمیع الدعاء" 🌹    من به دستای خدا خیره شدم معجزه کرد😍😍خدایا شکرت برای این معجزه،،هزاااااار بار شکرت،، بعد از نه سال و پنج ماه انتظار و تلاش ۹۹/۸/۲۴ ازمایش بارداری م مثبت شد،،،۹۹/۹/۱۵رفتم سونوگرافی و به لطف خدا قلب میوه ی دلم تشکیل شده بود،،۹۹/۱۰/۱۷ هم صدای قلبشو شنیدم و با چشمای لبریز از اشک شوق از خدا خواستم که همه ی اونایی که منتظرن این لحظه رو بچشن و این اشک شوقو بریزن،،اینارو نوشتم تا اونایی که عین خودم منتظرن،،امضامو بخونن و امیدوار بشن به ادامه ی مسیر،،به مسیری ک سخته ولی وقتی صدای قلب بچتو میشنوی تمام اون سختیا رنگ میبازن،،،محتاج دعاتون هستم و دعاگوی همه منتظرا،،خدایا بازم شکرت به عدد تپش های قلبم شکرررررررر،،رب هب لنا من لدنک ذریة طیبة انک سمیع الدعاء،،اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2839
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز