ما هردو تو عقد جدا شدیم خسیس نیست اما میخواد اختیار زندگی فقط دست خودش باشه
مثلا با کار بیرون کلا مخالفه یا با رانندگی خانما مخالفه میگه دخترا دنبال کندنن
اگه من ماشین داشته باشم خونه داشته باشم کار خوب دیگ چی رو میخوایم دوتایی بسازیم
۳۶ سالشه اما چیزی نداره
میگه همسر سابقم کلا میخواست طلا بکنه ازم مناسبت ها ۱۰ سال پیش ازدواج کرده طلا ارزون بوده
این افکار رو داره میخواد رئیس خونه باشه به نظرتون ادامه بدم؟
یا میگه ادامه تحصیل بدی از من بالاتر میری منم باید درس بخونم اونوقت
خودش زنشو نمیخواسته طلاق داده ۳ سال دادگاه رفته که مهریه نده بهش
چند باری بیرون رفتیم خوب خرج خوراکی کرده
اما خب از اول گفت زنی میخوام که جمعم کنه
میگه خیلی منو پسندیده برام هرکاری میکنه و دوستم داره
بار اول که درباره رانندگی گفتم گفت مگه گواهینامه داری؟
با تعجب
بعد گفت من فرمون دست هیچکس نمیدم
نمیدونم خانما بد رانندگی میکنن و فلان
موتور سوار دنبال شون راه میوفتن
بعد ما جواب منفی دادیم بعدش گفت اصلا یه ماشین میخرم به نامت میکنم یه اجازه محضری کار و رانندگیم میدم
بعد گفت تو که انقدر رانندگی دوست داری چرا بابات بهت ماشین نمیده؟
کلا میگه چون زن قبلیم میخواست اختیار زندگی رو مثل مردا به دست بگیره ول کردم
مثلا میگه دوستات اگه ببینم زندگی رو خراب نمیکنن میذارم باهاشون رفت و آمد کنی
نمیدونم ادامه بدم یا ن