بچه ها من ازدواج کردم خیلی هم همسرمو دوست دارم ، اما قبل ازدواج متاسفانه یک ماه با پسرعموی شوهرم در ارتباط بودم که فهمیدم ایشون قصد ازدواج نداره و قصد سواستفاده داره ، چون توی دیت نزدیک بود به من تجاوز کنه و من کات کردم ، البته قبل اینکه بخواد تجاوز کنه متاسفانه منو لمس کردن . ولی شوهرمو چون دوست داشتم نتونستم باش جواب منفی بدم ، امشب داشتیم تلفنی حرف میزدیم شوهرم گفت که خیلی آدم حساسیه و نگه بفهمه من قبلاً دوست پسر داشتم ممکنه حتی طلاقم بده ، میگفت نمیتونم تصور کنم کسی غیر من بوست کرده باشه ، و من خیلی عذاب وجدان گرفتم ، ما تازه عقد کردیم ، فردا میخوام همه چیو بهش بگم و هم میترسم هم اینکه از نگفتنش عذاب وجدان دارم ،بگیذ چکار کنم، این ارتباط رو بهش بگم ؟؟؟؟
خب مهم باشهو اینکه خب حساس باشهبگو بله من دیت رفتم با ایشون و ایشون چنین قصد زشتی داشتنبگو الان تقصی ...
خب من برای بغل کردن و بوس کردن هیچ اعتراضی نکردم چون اون عوضی منو گول زده بود که میخوام بیام خواستگاری ، بعد ک میخواست تجاوز کنه فهمیدم قصدش سواستفاده ست و اجازه ندادم .
ممکنه بره بپرسه و دروغ بزارع روش ک آره رابطه هم داشتم باهاش میترسم از این بابت
خب من برای بغل کردن و بوس کردن هیچ اعتراضی نکردم چون اون عوضی منو گول زده بود که میخوام بیام خواستگا ...
چقدر ساده ای دتر مگه مدرکی داره؟ عکسی چیزی؟ اگه نه کامل حاشا کن بگو من نمیدونم پسر عموت چی میگه گویا خودش رو من نظر داره که داره ذهنت رو خراب مبکنه.هر چند بعید میدونم اون چیزی بگه
پسرعموش هرگز نمیگه من خودم عذاب وجدان دارم نسبت به همسرم اگه خودم چیزی نگم تا آخر عمرم چیزی متوجه نم ...
ببین تقصیر تو نبوده یه نذری کن دلت اروم شه همین که الان باهاشی و بهش وفادار کافیه. گذشته رو باید قبل عقد سوال میکرد کم کاری خودش بوده تو هم داری دروغی نمبگی فقط سکوت میکنی
بنظرت بهش نگم چیزی ؟ من واقعا هم دوستش دارم هم تا عمر دارم بهش وفادارم
به نظرم نگو تو تقصیری نداری و خطایی نکردی اون خطا از طرف پسر عموش بوده که تو نذاشتی این قضیه رو همینجا چال کن و تمام.همینه زن خوبی براش هستی و وفاداری کافیه