قلبم میتپد؟ آری.
جسمم سالم است؟ آری.
اما روحم... گمان نمیکنم.
در جوانی، آرزوهایم را چال کردم، رویاهایم را به خاک سپردم و زندگیام را در تاریکی رها کردم.
اکنون، شاید روحم از غبار سالها خسته باشد، اما هنوز در ژرفای وجودم بازماندههایی از جوانی هست اندکی امید، اندکی آرزو، اندکی ایمان به طلوع صبحی دیگر.
شاید همین بازماندههاست که تا امروز مرا زنده نگاه داشته است.