خیلی بچه بودم که اومد تو زندگیم
من هیچوقت از نزدیک ندیدمش ، رابطه مون لانگ بود
اما میدونی اون حسی رو تو من بیدار کرد که هنوزم بعد چند سال خاموش نشده
نزدیک دوسال همه چیزم شد ، رویا ساختیم آرزو داشتیم، با همه سختی ها دوسش داشتم و تو اوج دوست داشتن درست چهار روز بعد از تولدش رفت با یکی دیگه؛ نمیدونم شاید حق داشت خسته شده بود .
الان یک سال و نیم گذشته مطمئن ام ازش تاریخ تولد منو بپرسن یادش نیست ولی من هنوز یادمه
بعد اون یه بار سعی کردم به خودم فرصت دوباره بدم نشد .
همه فکر میکنن فراموش کردم چون دیگه اصلا ازش حرف نمیزنم , حتی عکسشم ندارم ولی جز به جز حرفاشو قیافشو یادمه ، وقتی حرفش میشه میخندم میگم فلانی خره کیه بابا ولی هنوز فراموش نکردم ، همیشه می گفت اسم دخترمونو بذاریم ماسال به نظرم مسخره بود معنیش میشد قصه و داستان
نمیدونستم چرا این اسمو دوست داره
امروز یه تیکه از فیلم مورد علاقه اش اومد تو اکسپلورم اسم شخصیت بچه ی تو فیلم بود ؛ نمیدونم چرا تا این حد حافظه ام قویه
و مطمئن ام هنوز چکم میکنه جونم براش میره ولی حتی اگه برگرده نمیتونم دیگه بهش اعتماد کنم
و در آخر سعی کنید تو انتخاب اولین هاتون دقت کنید چون دنیا دنیا ام بگذره فراموش شدنی نیست؛