2777
2789
عنوان

کمک خیلی مهمه

42 بازدید | 5 پست

راستش من پسر خالم خواستگارمه و همه جوره اوکیه و آدم خوبیه وضع مالیشم خوبه و میزاره درس بخونم

ولی من ینفر دیگرو دوست دارم دوست پسرم بود اونم منو دوست داره ولی دعوامون شد و سر غرور و لجبازی کات کردیم

از یک طرفم وضع مالیمون خوب نیس و بابام هم کار نمیکنه داداشم خرجمون رو میده و تو خونمون هر روز دعواس تو خونه خیلی فشار روح و روانی رو منه بابام هر روز با مامانم دعوا میکنه و من افسردگی گرفتم

مامانمم میگه چرا داری لگد میزنی به بختت نمیبینی وضع زندگی مارو موندی حرفای باباتو بشنوی

و حق هم داره

من بین عقل و قلبم گیر کردم نمیدونم چیکار کنم

من اون پسره رو خیلی دوست دارم نمیتونم کسی دیگه رو جاش تصور کنم از یطرفم میترسم بعدا پشیمون شم که با پسر خالم ازدواج نکردم

پسر خالم گفته اگه راضی باشم بگم شمارمو بهش بدن و حرف بزنیم

بنظرتون ی مدت با پسر خالم حرف بزنم بعد ببینم چی میشه ؟اخه میترسم جدی جدی فک کنن قبول کردم واس ازدواج

و میخام با اکسم ینی دوست پسرم ک الان باهاش ارتباطی ندارم حرف بزنم باهاش برم بیرون ببینم بپرسم منو دوست داره یا نه چون از این ک دوسم داره مطمعنم میخام ببینم میخاد با من ازدواج کنه یا ن

باهاش خیلی خاطره های قشنگی دارم واقعا نمیتونم فراموشش کنم ۲ سال باهاش بودم

از یطرفم باهاش ارتباطی ندارم نمیدونم چجوری ببینمش و چجوری بهش بگم چون آخرین بار دعوامون شد و ارتباط قطع شد

من میترسم حسرت شه نمیخام حسرت شه واقعا دوسش دارم

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز