استارتر عزیزم، من کاملا میفهمم چی میگی،یا نباید اینجا مشکلتو بیان میکردی، یا از همون اول کاااامل میگفتی چی شد... چون اگه اینجا فقط یه کلمه توضیح بدی که بقیه از اون یه جملهء کوتاه خوششون نیاد، شروع میکنن به قضاوت کردن و دیگه کوتاه نمیان...اصلا نمیتونن درک کنن... بعضیا هم که انگار از آداب معاشرت چیزی نمیدونن، یا نمک نشناسن که متوجه نمیشن اگه یکی باهامون خوبه، ماهم باید خوب رفتار کنیم...چه دلیلی داره که ما خوب باشیم ولی طرفمون باهامون بد باشه؟ چه دلیلی داره جز بدذاتی؟ من وقتی خانواده شوهرم باهام خوبن ( که نیستن) وظیفه خودم میدونم که خوب باشم و جواب محبتشونو بدم... وظیفه خودم میدونم بهشون سر بزنم... تعجب میکنم بعضیا میگن زنداداشت وظیفهای نداره که به پدر و مادرت سر بزنه...الآن شما با یه کاربریِ دیگه بیا بگو خانواده شوهرم باهام خوبن ولی من بهشون سر نمیزنم، تو یه جمعی میبینمشون حتی بهشون نگاه نمیکنم و و و ... ببین چطور همه میریزن سرت و هرچی از دهنشون در میاد بهت میگن... میگن تو لیاقت نداری ،تو وظیفته بری خونشون، مگه خانواده شوهرت چه دلخوشی دارن و از این حرفااااا... ولی حالا چون تو جایگاه خواهرشوهر قرار داری، همه روشنفکر شدن که نهههه زنداداشت هیچ وظیفهای نداره و خوب میکنه که بهتون سر نمیزنه...
و در آخر میخوام بگم هیچوقت با حالت طلبکارانه و دلخورانه به زنداداشت نگو که چرا نمیاین خونه پدرم و یا چرا این رفتارارو داری..
اول کلی قربون صدقش برو
بهش محبت کن
ازش تعریف کن
بعد بگو فلانی جونم ، ما کاری کردیم که ازمون ناراحتی؟ حرفی زدیم که دلخورت کردیم؟ اگه گفت نه
بگو اخه وقتی خونه فلانی میری ولی سمت ما نمیای ،من نگران میشم که چیکار کردیم که تو ناراحت شدی ازمون... یا مثلا تو مهمونی بهمون نگاه نکردی و سمتون نیومدی، خودمو سرزنش کردم که یعنی ما چیکار کردیم؟ با این ترفند همه کارایی که کرد و به روش بیار...بگو اگه ما دوسِت نداشتیم به هیچ کدوم از رفتارات اهمیت نمیدادیم...ولی دوسِت داریم ،دلمون میخواد همیشه باهم خوب باشیم و و و ...
انشاءالله موفق شی عزیزم ،و همیشه شاد باشی