خیلی موافقمالان شانس ما یکی گیرمون میاد بهره هوشی طرف اینجوریه که اگه بخواد ظرف رب بزاره تو یخچال جا ...
😂😂😂 بنظرم پسرای باهوش کمن
من متاسفانه همچیز و باهم میخوام که نمیدونم اصلا همچین پسری وجود داره یا نه
در خنکای نسیم صبح زیر درختان سبز و بهاری باغ سلطنتی، کنار دریاچه قو نشسته ام و زیرلب آواز میخوانم و نقاشی ای میکشم که در هر رنگ آن،تمام جادوی درونم را نهاده ام،با آن لباس سرخ و سفیدی که همرنگ لاله های باغ من است،میان شکوفه های گیلاسی که سقوط میکنند میرقصم و از تمام آن روز استفاده میکنم🌷✨ و نه... حالا من جسمم را حس میکنم،جسمی که میفهمد،فقط یک آدم رویاپرداز است که هرروز،در باغ جادویی اش قدم میزند،و گاهی هم نامه ای برای شاهزاده قلمرو کناری مینویسد و درمورد روز آشنایی در همان باغ برایش میگوید🥲💞
من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمیها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبههای برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبههای برتر کشوره.
گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامانهایی بخوره که بچهشون کنکوریه 🌱
چرا نداره ولی هب خیلی کمه دیگهحالا یکاری کن اگه چنددتا زا معیار هاب اصلیتو داشت قبول کنچون دیگه با ر ...
فعلا تو زمانی نیستم که بخوام به رابطه و اینا فکر کنم من منظورم سالها بعده
ولی امیدوارم تو به آدمی که واقعا مناسبته برسی
در خنکای نسیم صبح زیر درختان سبز و بهاری باغ سلطنتی، کنار دریاچه قو نشسته ام و زیرلب آواز میخوانم و نقاشی ای میکشم که در هر رنگ آن،تمام جادوی درونم را نهاده ام،با آن لباس سرخ و سفیدی که همرنگ لاله های باغ من است،میان شکوفه های گیلاسی که سقوط میکنند میرقصم و از تمام آن روز استفاده میکنم🌷✨ و نه... حالا من جسمم را حس میکنم،جسمی که میفهمد،فقط یک آدم رویاپرداز است که هرروز،در باغ جادویی اش قدم میزند،و گاهی هم نامه ای برای شاهزاده قلمرو کناری مینویسد و درمورد روز آشنایی در همان باغ برایش میگوید🥲💞
منم مثل خودت کم توقعمدوست آرم طرف قدبلند هیکل ورزشکاری باشه،باهوش باشه،شوخ طبع باشه،پولدار باشه،یه ش ...
هروقت بتونم برات دعا میکنم از ته دل 🌷
در خنکای نسیم صبح زیر درختان سبز و بهاری باغ سلطنتی، کنار دریاچه قو نشسته ام و زیرلب آواز میخوانم و نقاشی ای میکشم که در هر رنگ آن،تمام جادوی درونم را نهاده ام،با آن لباس سرخ و سفیدی که همرنگ لاله های باغ من است،میان شکوفه های گیلاسی که سقوط میکنند میرقصم و از تمام آن روز استفاده میکنم🌷✨ و نه... حالا من جسمم را حس میکنم،جسمی که میفهمد،فقط یک آدم رویاپرداز است که هرروز،در باغ جادویی اش قدم میزند،و گاهی هم نامه ای برای شاهزاده قلمرو کناری مینویسد و درمورد روز آشنایی در همان باغ برایش میگوید🥲💞
در خنکای نسیم صبح زیر درختان سبز و بهاری باغ سلطنتی، کنار دریاچه قو نشسته ام و زیرلب آواز میخوانم و نقاشی ای میکشم که در هر رنگ آن،تمام جادوی درونم را نهاده ام،با آن لباس سرخ و سفیدی که همرنگ لاله های باغ من است،میان شکوفه های گیلاسی که سقوط میکنند میرقصم و از تمام آن روز استفاده میکنم🌷✨ و نه... حالا من جسمم را حس میکنم،جسمی که میفهمد،فقط یک آدم رویاپرداز است که هرروز،در باغ جادویی اش قدم میزند،و گاهی هم نامه ای برای شاهزاده قلمرو کناری مینویسد و درمورد روز آشنایی در همان باغ برایش میگوید🥲💞