هنیشه از شرایطم و شرایط عاطفی و خانوادگیم ناراضی بودم
برا همین همیشه یه خشم پنهان و عصبانیتی دارم
و در نتیجه نمیتونم مردی رو پیدا کنم ک دوسم داشته باشه
اخه کی ی دختر همیشه عصبانی رو دوس داره ک وجودش از ارامش تهیه
خدایا اگ نمیخواستی ب من زندگی بدی حق نداشتی منو بیاری تو این تنهایی و بی کسی با این همه فشار روانی از طرف خانواده درب و داغون پوکیده ی ب معنای کلمه بی شعوررر
زندگی تباه شدم رو چ کنم