از اول عقد چون شوهرم پول نداشت و دانشجو بود دخالت میکردن خانواده ها
منو شوهرم اوایل خونه بابام بودیم و وام گرفته بود و میگفت میخواد اینکارروکنه بابام زنگ میزد پدرشوهرم میگفت همه رو
یا مثلا ما به پدرشوهرم میگفتیم شهر دانشگاه شوهرمیم ولی بابام زنگ میزد به بهانه ای و میگفت خونه منن
الانم بعد بچه دار شدن دخالت میکنن و هر بار اومدن خونه من دعوا کردن
من از خانوادم خواستم کمک مالی کنن و نصف ماشین و خونه پول مامانمه بعد الان پدرشوهرم میگه همش مال پسرمونه واگه نگیری همه خونه و ماشینو پشت شوهرت نیستی و قطع ارتباط با خانوادتی و گفت اگه سند ماشین و خونه رو نگیری با زور و هرچی میگیریم(آبرو براشون مهم نیست) .و فامیلای من میگن مگه مریضی داشتی علیل بودی که کمک مالی گرفتی
شوهرم کلا پشت خانوادشه
میخوام کمک مالی خانوادمو پس بدم ک اینهمه حرف نباشه ولی از اونطرف میگن همشو بنام پسرمون بزن وگرنه هرچی گفتیم بگو چشم و سرت پایین و حرف نزن و ما اخلاقمون کلا بده
اگه بخوام جدا بشم هم آبروم میره و هم بشدت از بابام میترسم و بچه هم دارم
اگه فقط سهم شوهرمو بگیرم و خونه بگیریم چون پولش خیلی کمه باید بریم محله پدرشوهرم پایین شهر زندگی کنیم (الان بالاشهریم و برادرشوهرام میگه چرا با پول بقیه خونه خریدید و پله پله پیشرفت کنید)
کلا با زناشون بدرفتاری میکردن و وضع مالیشان اوکی نیست الان خانومای خانواده شوهرم همش شوهرم رو پر میکنن
راه من از خانواده ام دوره
راهنماییم میکنید چیکار کنم؟