یادته گفتم نرو خطر داره ولی تو فک کردی من حسود و بدخواه توام
یسری چیزا واقعا تو دل آدمه من هرچقدم برات بگم باورت نمیشه ولی من هیچوقت نیتم برات بد نبود
من سر جریان خود.کش.. و اینا هم نگرانت بودم هم به خودم خیلی آسیب زدم برای همین تا دیدم پسره امد تو زندگیت خاستم خودمو بکشم کنار چون فکر میکردم حالم بهتر میشه(یه عذاب وجدان کاذب داشتم)
بعد حنا یه چی دیگه هم بگم؟
ما تو کل دوسال باهم جروبحث زیاد داشتیم ولی هیچ موقع بی احترامی نکرده بودیم بهم یادته؟
تو هی روزای اخرکشش دادی یسری حرفا زدی منم تند رفتم وگرنه هیچوقت دوست نداشتم باهات اونشکلی حرف بزنم
دیگ پا خودت هرفکری میخای راجبم بکن
قبلاهم بهت گفتم اگر آروم میشی بیا ریز زندگیمو برات بگم چون قطعا آرومت میکنه اگ دنبال کارمایی
بعدم واسه ثابت کردن خودم بهت زیادی دیر شده اینارم نگفتم ترحم بخرم یا هرچیز دیگه ای صرفا حرفای دلم بود:)