با بچه فامیلمون رفتیم زنگ در خونه ها رو زدیم فرار کردیم بابام فکر کرده بود ما گم شدیم وسط خیابون جفتمون مثل سگ کتک زد مردم پشماشون ریخته بود🦦
یه بارم با رفیقم زنگ در یه خونه رو زدیم یهو منو کشید تا فرار کنیم افتادم زمین شلوارم پاره شد مامانم کلی فحش جلوی رفیقم نثارم کرد
یه بارم توی خیابون داشتم راه میرفتم افتادم زمین بعد گفت وای وای با لج گفتم مامانم هم کنارم بود گفت چته میگی وای وای مگه من باهات حرفی زدم به من چه خودت افتادی زمین اونجا با مامانم دعوام شد چند نفرم پشت سرمون بود اصلا سلامت روان تو خانواده ما موج میزنه
یه بارم خیلی کوچیک بودم وسط جمع گوزیدم خانواده زدن زیر خنده منم خواستم گریه کنم یهو شروع کردن به دست زدن گفتن نه این صدای دست زدن ما بوده💔