من رفتم شهرستان ی کار دادگاهی داشتم
بعد دو سه روزی طول کشید روز اخری میخواستک برم دفتر خدمات قضایی ی شکایت ثبت کنم
بعد من بابام بچه بودم فوت کرده مامانم ازدواج کرده
مامانم گفت ولش کن تو بارداری بزار ب شوهرم بگم بره
بعد همون موقع ب مامانم گفته بود کارت از دخترت بگیر تا برم
مامانم گفت یا کارت بهش بده یا پول بزن براش ک کارت درست انجام بده( برای هزینه ای ک باید میدادیم ب خدمات قضایی) حالا خیلی هم نبود ۱ تومن بود
بعد من گفتم من میخوام برم با اتوبوس برم خونمون کارتمو لازم دارم تو برو انجام بده
بعد رسیده اونجا زنگ زنگ ک پول بزن
گفتم تو انجام بده خودت پولشو بده من باید برم عابربانک از طریق گوشی نمیتونم بزنم
بعد خلاصه پولشو خودش داد
بعد دیگ من میخواستم زود تر برم ترمینال مامانم گفت شوهرم الان کارش تموم شده میاد دنبالت ببریمت ترمینال
بعد تو راه اولین عابربانک شوهرش گفت کارتتو بده پول بکشم😐😐من ک براش میزدم حتماا ولی خب کارش زشت نیست مثل گداها رفتار میکنه ی قابل نداره ای چیزی
ن ک فکر کنین وضعشون بده ها خیلیم پول دارن پنج شیش تا خونه جز همین خونه ای ک توشن دارن هم مامانم حقوق بگیره هم شوهرش کلی هم اجاره خونه میگیرن😐
من نمیگم نباید پولرو از من میگرفتن میگم ک یکم ادب هم بد نیست
بدون هیچ تعارفی اولین عابربانک وایساده میگه کارتتو بده