سلام
سال 403 کنکور داشتم و 402 تابستون با کسی آشنا شده بودم خیلی درس نمیخوندم و ناراضی بودن همه ازم آخرم رتبه خوبی نیاوردم با اینکه دلم میخواست پزشکی بخونم
الان دلم میخواد آزمون لیسانس ب پزشکی بخونم ولی اون آدمی ک تو زندگیمه دائم پا فشاری میکنه ک بعد اینهمه سال ازدواج کنیم
من الان میبینم یکی پزشکی قبول میشه یا یکی یه کاره ای شده همه وجودم میشه حسرت خسته شدم نمیدونم هویتم چیه
حتی نمیدونم از زندگی چی میخوام
دوس دارم یه رستوران بزنم ولی خوب اینجوری دیگ خیلی نابودم اصلا بابام بهم افتخار نمیکنه نمیدونم کجای زندگیم چکار کنم برا زندگی