🔻انسان امروزی، با همهی پیشرفتهای علمیاش، همچنان به انواع و اقسام خرافات مدرن چسبیده است. از «انرژی مثبت» و «ارتعاشات کیهانی» گرفته تا «طالعبینی» و «عددشناسی». اینها همان خرافات قدیمی هستند که فقط لباس عوض کردهاند. در گذشته، مردم برای رفع بلا به کاهن و جادوگر مراجعه میکردند، امروز به مشاوران انرژی و دلخوشکنک های اینستاگرامی. هیچ فرقی نکرده است.
چرا انسان اینقدر راحت فریب میخورد؟
چون مغز انسان، برای بقا طراحی شده است، نه برای تشخیص حقیقت. مغز ما به دنبال الگوها و نظم در پدیدهها میگردد، حتی اگر آن نظم ساختگی باشد.
این ویژگی که «آپوفنیا» نام دارد، باعث میشود انسان در رویدادهای تصادفی، به دنبال علت و معنا بگردد.
و همین ضعف، جایی است که کلاهبرداران و شیادان، از آن سواری میگیرند. فرقی نمیکند یک طالعبین باشد یا یک فروشندهی «دستبندهای کوانتومی». هر دو از یک نقطهضعف تغذیه میکنند.
اگر انسان واقعاً اشرف مخلوقات بود، نباید اینقدر راحت فریب میخورد. نباید به جادو، چشمزخم، طلسم، و هزاران چیز بیاساس دیگر باور میکرد. نباید به جای تکیه بر علم و منطق، به داستانهای شیرین و آرامشبخش پناه میبرد. اما انسان این کار را میکند، چون مغز او، یک ماشین بقا است، نه یک دستگاه تشخیص حقیقت.
انسان، موجودیست که در عین هوشمندی، گرفتار باگهای ذهنی فراوانی است. او به کارما باور دارد، اما ظالمان را در اوج قدرت میبیند. او به انرژی مثبت اعتقاد دارد، اما زندگی را پر از رنج و بیعدالتی مییابد. او خود را اشرف مخلوقات میداند، اما مثل یک کودکِ ترسیده، به هر افسانهای پناه میبرد.وقت آن رسیده که انسان، به جای ادعای برتری، به ضعفهای خود اعتراف کند و سعی کند با تکیه بر علم و منطق، از این چرخهی بیپایانِ خرافات و فریب خارج شود.