والا دعوا کردم بدجور لباس پوشیدم تنهایی رفتم خونه مادرم
نیم ساعت بعد اومد دنبالم هرچی آیفون رو زد جواب ندادم در خونه رو زد تو کوچه صدام میکرد همسایه ها ریختن بیرون گفت بدون تو نمیرم دستمو گرفت جلوی همه به زور با داد و بیداد منو آورد ماشین گفتم من طلا ق میخام گفت طلا قت نمیدم مهربتو میخوای میدم اومدم خونه جامو عوض کردم بازم به زور منو آورد سر جام گفت من عاشقتم من بهت خیانت نمیکنم اون کاری بود