خواهرم ۳۲ سالشه متاهله شوهرش معتاده سرکار نمیره
خواهرم به زور شکم خودش و دو تا بچه هاشو سیر میکنه
هر بار که از بدبختی هاش پیش ما میگه یا قهر میکنه میاد مامانم همه چی رو تقصیر خواهرم میندازه میگه تو زندگی کردن بلد نیستی که کتک ات میزنه زبون درازی تو که با خانوادت راه نمیای معلومه با پسر مردمم راه نمیای
بخدا خواهرم عالیه مامانم نمی خواد خواهرم کمک مالی کنه یا خواهرم طلاق بگیره همه رو میندازه تقصیر خواهرم
مغز بابامم شست و شو میده که اون زندگیش هیچی کم نداره
شوهر خواهرمم می بینه هیچ کس پشت خواهرم نیست وحشی تر میشه
بنظرتون چه جور مامانمو بشونیم سر جاش؟
من امروز از خواهرم طرفداری کردم و ۵۰۰ تو حسابم داشتم زدم به کارتش
مامانم داد میزد تو دشمن منی تو این خونه
خدا منو زده که تو بدنیا اومدی