رغبت به هیچ کاری ندارم
فیلم نگاه کردن و آشپزی کردن و ....
فقط دوست دارم خونمو تمیز کنم
دلم نمیخواد کسی جز مادرم بیاد پیشم
با کسی خوش نمیگذره بهم حتی همسرم
اما قبلنا به شدت عاشق همسرم بودم اما از وقتی ازش دلگیر شدم نتونستم دیگه جایگاهشو برگردونم
اول ها فقط همسرمو میدونستم ولی با کارایی ک کرد دلمو شکست مادر و پدرم شدن اولویتم
وقتی میکه یه لیوان آب بده دستم دیگ نمیتونم
دلم نمیخواد واسش هیچ کاری کنم
چون از بس هر کار منو وظیفه دید
از هیچ کارم تشکری نکرد
و.......