من بهمن ماه امسال با اقایی آشنا شدم و بعد دوماه یعنی فروردین با خانوادش اومدن جلو برای آشنایی بعد از اینکه اومدن خونمون رفتن من به پسره گقتم نه اصلا خودمم نمیدونم چرا شاید چون راهش دور بود فکر دوری کردم گقتم نه
اون هم همون شب برگشت به خانوادش گفت تموم شده
حالا بعد از چندین ماه دوباره داریم باهم صحبت میکنیم اما دیگه نه مثل قبل خیلی سرد تر شدیم و دیگه مثل قبلا نیستیم
و خودش میگه که نمیدونم با چه رویی دوباره به خانوادم بگم بربم خاستگاری
ولی پیام میده ..
بنظرتون چيکار کنم اون ۲۴ سالشه و من ۲۰