نازنینا، بی توقلعه امیدم،آوارشد
بعد تو،دلم باغمهاتا ابدسازگارشد
قصه های شیرین،بی تو شد تلخ
روزگار، کمی هم به کام ما بچرخ
پاداش عشق پاک ما،تنهایی شد
وعده های دلخوشی ما،فردایی شد
غم وغصه، با وجودم شد عجین
هیچ درمانی،دردم رانداد تسکین
شدفصل پروازجوجه های نورسیده
چه کند بی تو،این دل بلا کشیده
وقت هرشادی،غمت شود پدیدار
می کشدمیان من و لبخند،دیوار
کاش بودی کنارم،ای آرام دل زارم
من از این بودن های بی تو،بیزارم
برای شاخهِ شکسته،خورده تگرگ
پایان زیستن است و سرآغازمرگ
مهدی رحیمی