خانما منو شوهرم هفته پیش رفتیم املاکی یه مردی بود نمیدونم مجرده یا متاهله انگار 35سال داشت
چندتا خونه رفتیم ببینیم باهاش همش به من میگفت توام برو نگاه کن همش همینو میگفت تو آسانسورم یجوری میشد انگار
شوهرم موقع برگشت اعصبانی بود نمیدونم چرا
من شماره های ناشناس شوهرمو دو روز پیش زدم روبیکا که ببینم با کی تماس گرفته آخه شوهرم قابل اطمینان نیست زدم یهو دستم خورد از رو فضولی رو استوری طرف یهو دیدم همون مرده است
فرداش دنبالم کرده بود منم آنبلاک کردم انقدر ترسیدم اسممو میدونست اونجا شوهرم صدام میکرد تو پروفمم هست