2777
2789
عنوان

اسم رمان

11 بازدید | 0 پست

دختره دبیرستانی بود رفیقش میخواست مخ صاحب یه شرکتو بزنه دختره رو با خودش برد ولی پسره هم خیلی قشنگ شست هر دوتا رو پهن کرد موقع رفتن دختره آویز کیفش که کبوتر بود و یکیشو تو شرکت گم میکنه فرداش میاد دنبال اویز کبوترش بگرده در اصل پسره برداشته برا خودش ب دختره نمیگ

یه روز دیگه دختره تکلیف فیزیکشو بتظرم ننوشته بود چون شرکت نزدیک مدرسشون بود داشت تو ورودی شرکت حل میکرد سوالا رو پسره دید بعدش کمکش میکرد تو درس اخرشم اومد خواستکاریش ازدواج کردن ولی یه سو تفاهمایی پیش میاد رقیب عشقی دختره فک کنم بعش شربت میده ازش عکسای بدی میگیره و پسره فک میکنه دختره خیانت کرده و... دختره طلاق میگیره بعدش زندگی دختره خیلی بد میشه باباش خیلی عذابش میده ولی عوضش یه مامان بزرگ داره اون خیلی ادم خوبی بود


دختره میره تو یه شرکت کار کنه پسره یکاری میکنه دختره رو انتقال میدن شرکت خودش بعدش اونجا ابدارچی شرکتش میشه دختره چون برگه امضا کرده نمیتونه از این شرکت استعفا بده یه شب دختره اخرین نفر میخواد بره بیرون متوجه میشه همون دختره داره میمیره تو شرکت و چاقو خورده و قتل میفته گردن این میره زندان و........

مامان بزرگ دختره به پسره میگفت سرو بلند قامت چون قدش بلند بود

کسی اسمشو میدونه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108