2777
2789
عنوان

فقر و نداری

74 بازدید | 16 پست

چه خاطره ای از فقر و نداری تو بچگی تو ذهنتون مونده ؟من الان یادم افتاد برا جشن تکلیف پول نداشتیم ۲۵هزارتومن بود سال ۹۰نمیخواستم برم ساعت یازده مامانم رفت انگشتر یادگیری رو فروخت منو برد جشن ،به نهار رسیدم 🥲

من به همه گفتم توامیدمی🕊️ناامیدم نکن پسر ام البنین

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

از این چیزا خیلی زیاد بود ولی صحنه های فداکاری مادرم ک هر روز صب ساعت۶منو میبرد سر خیابان ک اون زمان ...

آره ما هم تو حاشیه شهریم سرویس وارد خاکی نمیشد همیشه مامانم کنار جاده منتظر میموند بیارمون🥲

من به همه گفتم توامیدمی🕊️ناامیدم نکن پسر ام البنین

قربون بابام بشم یبار کیف مدرسه ام رو یکی از دخترا پاره کرد انداخت کنار درخت ها اونجا اب جمع شده بود کیفم کثیف شد بیشعور احمق اول مدرسه بود کیفم صورتی و قشنگ بود

برگشتم خونه مامانم اونو دوخت ولی دلموزد همش گریه میکردم برا کیف قشنگم که کاش پاره نمیشدخیلی دوسش داشتم

بابام راننده تاکسیه اون روزا تازه تاکسی خریده بود خیلی وضعش داغون بود همون روز هرچ کار کرد رو برام کیف خرید .روز بعد تو مدرسه بودم زنگ تفریح تو حیاط نشسته بودم در حیاطو زدن نگهبان رفت در حیاطو زد بابام اومده بود یه کیف نو اورده بود😍😍😍😍کتابامو در اورد گزاشت تو کیف جدیده اونو برد با خودش خونه

قربون بابام بشم یبار کیف مدرسه ام رو یکی از دخترا پاره کرد انداخت کنار درخت ها اونجا اب جمع شده بود ...

🙂الهی چه خوب که خاطره خوب برات ساخته شده ،من پدر و مادرم هیچ پشت و پناهی نداشتن هیچ خیلی سخت بود همیشه بابام کار فنی داره ولی هیچ وقت پیشرفت نکرد هیچ وقت

من به همه گفتم توامیدمی🕊️ناامیدم نکن پسر ام البنین

یادمه یه عروسک پولیشی خوشم اومد گفتم میخوامش مامانم گفت نمیتونم بخرم خیلی دلم شکست

بمیرم برای مامانم خیلی احساس شرمندگی کرد با اینکه پنج سالم بود ولی دقیقا فهمیدم بغض کرد برام

اما چند وقت بعدش خالم از همون عروسک برام سوغاتی خرید

خداروشکر جز این خاطره ای از نداری ندارم ولی طفلی مامانم خیلی سختی کشید تا ما به اینجا برسیم

جونمم براش میدم

 
🙂الهی چه خوب که خاطره خوب برات ساخته شده ،من پدر و مادرم هیچ پشت و پناهی نداشتن هیچ خیلی سخت بود هم ...

بابای منم

منم بچگیم حتی کولر نداشتیم بااینکه اهواز زندگی میکردیم

بابا بزرگم همه چی داشت ولی فقط به بابا مامانم یه اتاق داد حتی یخچال نداشتیم

قرار بود با اون زندگی کنه بابام من دوسالم بود زن بابای بابام مارو انداخت از خونه بیرون تو یه اتاق تو حیاط

فقط باچندتا کمد عروسی مامانم و یه فرش اتاقش هیچی نداشتیم

زن بابای بابام وقتی پدر بزرگم خونه بود به ما یخ اینا میداد اب سرد بخوریم ولی نبود میرفتیم بهش میگفتیم یبار من رفتم گفتم مامان جون یخ میدی گفت اره یه پارچ اب سرد اورد انداخت رو سرم بعد منو مامانم تو یه قابلمه اب میزاشتیم زیر پنکه کمی خنک بشه بخوریم

ولی بابام و پدر بزرگم از سرکار میومدن خیلی خوب میشد اینقدر مهربون میشد

الان که بابا بزرگم فوت شد و اونم پیر شد همش خونه ماست به مامانم میگم جات بودم هیچ کاری براش انجام نمیدادم

کم کم همه چی خریدیم الان هم خداروشکر زندگیمون رو به راهه پدر بزرگمم رفت همه زمین و خونه هاش مال ما شد 😅

الان یه ملک ۵۰۰ متری داریم

دوتا داداش دارم هر کدوم یه زمین ۱۱۰ متری بابام بهشون داد

بقیه اش هم خونه ای هست که خونواده ام توش نشستن

یادمه یه عروسک پولیشی خوشم اومد گفتم میخوامش مامانم گفت نمیتونم بخرم خیلی دلم شکستبمیرم برای مامانم ...

واقعا مادرامون خیلی بیچاره بودن خیلی مظلوم اون نسل دیگه تکرار نمیشه منم خیلی دلم براش میسوزه اصلا زندگی نکرد

من به همه گفتم توامیدمی🕊️ناامیدم نکن پسر ام البنین

واقعا مادرامون خیلی بیچاره بودن خیلی مظلوم اون نسل دیگه تکرار نمیشه منم خیلی دلم براش میسوزه اصلا زن ...

الان خداروشکر وضع مالیشون خوبه

ولی کلی قرص اعصاب میخوره جوونیش بخاطر ما سوخت شد

 
بابای منم منم بچگیم حتی کولر نداشتیم بااینکه اهواز زندگی میکردیم بابا بزرگم همه چی داشت ولی فقط به ب ...

خدارو شکر که الان اوضاع خوبه ،واقعا چه بیشرفن بعضی نامادری ها البته منم مادر بابام همین کارو میکرد تو روستا بودن وقتی میرفتیم سر بزنیم کشک تازه به همه نوه ها میداد به ما میگفت تموم شد در صورتی که میدیدم داره ،انقدر بلاسرمون آوردن که خدا میدونه

من به همه گفتم توامیدمی🕊️ناامیدم نکن پسر ام البنین

الان خداروشکر وضع مالیشون خوبه ولی کلی قرص اعصاب میخوره جوونیش بخاطر ما سوخت شد

من که مادرم از هیچ چی شانس نیاورد پدرش که وقتی یه سالش بود مرده ،تو روستا چوپان گ

من به همه گفتم توامیدمی🕊️ناامیدم نکن پسر ام البنین

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108