سلام من شیر خوردن تو آغوش مادرم یادم میاد به مادرم گفتم باور نمیکرد.گفتم یادت یک بار بهم تو این حالت بودیم میگفتی تورو خدا گاز نگیر.....شاخ درآورده بود
یادمه یکبار نوزاد بودم تو بغل مادرم که زنگ در خونه مون رو زدن مامانم درو باز کرد یک مرد با یک اوورکت آبی بلند تو راه پله داشت دعوا میکرد من این صحنه رو به مادرم گفتم مامانم خیلی ناراحت شد گفت چجوری یادته؟یادش اومد که چی رو داشتم میگفتم.و خیلی خاطرات دیگه.....خیلی زیادن
میخوام ببینم شماهم چیزی یادتون هست؟