یه دختره ی اسکل میخواد بره مشهد از طرف دانشگاه
از دیروز عصر اومده مونده خوابگاه
دوبار تا حالا زابرام کرده
خب بیشعور ، ساعت پنج و نیم صبحه
قایم نمیکنم همسفری هاتو که اومدی آویزون شدی به دستگیره در اتاق من
خوب شد درو قفل کردم وگرنه یهو میدیدم وسط اتاقه رسماً سکته میکردم