خیلی کار زشتیه، بعضی خانواده ها با این کارشون شان دخترو میارن پایین. واسه رفت و امد و آشنایی قبل ازدواج صیغه لازم نیست که. مگه عهد قجره؟؟؟؟ ما اصلا بد میدونیم یه دوشیزه صیغه ی کسی بشه.
بزرگترین مصیبت برای یک انسان این است که نه سواد کافی برای حرف زدن داشته باشد و نه شعور لازم برای خاموش ماندن.....ژان دلابرویه
درحدی هست که تا آزمایشگاه و کارهای خرید را انجام میدن بعضی ها راحت نیستم عذاب وجدان دارن که دستشون بخوره به هم با باهم برن بیرون کمتر از یک ماه هست بعدش عقد میکنن
بدن همو ببینن 🤣🤣🤣صیغه برای محرمیت هست ، یعنی دو نفر به هم محرم باشن به گناه نیفتن و فلان ، به این ...
دیگه یه وقتایی این وسطا این اتفاقات هم میفته مخصوصا برای پسرا چون دیگه محرمن و حلالش
زمین زیرپای مردی تشنه به خون پارسیان میلرزید، اسکندر دنیا را با گامهای سربازانش به نام خود سند میزد اما... فاتح هیچ چیز نبود وقتی ایران چون خونی در شریانهای تمدن میلغزید ، کینه سواران یونانی برای غارت غرور ایرانیان زودتر از آفتاب به سرزمینهای اهورایی رسیدند، درچهره پارسیان اما... عشق رنگ فدا کردن جان برای ایران داشت، چشم در برابر چشم نبرد آغاز شد، فرزندان جنگیدند و فرو ریختند، خونهای سیاه سپاه سایه را بر زمین هر چند از تیغ تجاوزسپیدی چهره هاشان رنگین شد، اما هنوز وجود داشتند وقتی از تکه های بدنهاشان روی سرد خاک شرمگین شدسومین داریوش نامش دروغین بود و شجاعتش فقط افسانه جای کوروش و داریوش خالی و افسوس در آن کارزار جوش و خروشها نبودند رستم و پهلوانان شاهنامه ایران در دستان پر نفرت اسکندرشعله خاموشی از آرزوها بودهمچنان میرفت و ویران میساخت، موطنی که خاستگاه رویاها بود، پسر فیلیپ چون موجی سهمگین کشتی متلاطم ایران را به کام خود میکشید وسکانداران وطن را خواب ربوده بودجز یک مرد که همچنان بیدار بودشمشیرش بر دست کمانش بر دوش چهره ای مصمم و پیروز، او شفابخش ایران بیمار بود، کوه ها به مدد آریو برزن در کوچه های تنگ اسکندر را به جنگ فرا خواندند و بیگانگان سلطه طلب همراهش را در زیر سنگهای انتقام به پست ترین درجات بشری راندند.