کاربر ارمیناز هستم 🦋 اكثر انسانها حتی جسارت دور ريختن لباسهايی كه مدتهاست بدون استفاده دركمدهايشان آويخته شده را ندارند بعد از آنها توقع داريم باورهای غلطی را که قرن هاست درذهنشان زنجيرشده است به راحتی كناربگذارند و دور بريزند جهل نرمترين بالشی است كه بشرميتواند سر خود را بگذارد و آرام بخوابد📌 هرگز نمیر کوروش ای مهر آریایی بی نام تو وطن نیز نام و نشان ندارد
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
برو یه کافه مثل خانم قهوتو بخور باهاش حرف بزن برگرد
ارزشتو نیار پایین
وقتی بمیرم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد...!!!نه جایی بخاطرم تعطیل میشود...!!!نه در اخبار حرفی زده میشود...!!!نه خیابانی بسته میشود...!!!و نه در تقویم خطی به اسمم نوشته میشود...!!!تنها موهای مادرم کمی سپید تر میشود...!!!...!!! پدرم کمی شکسته تر...!!!اقواممان چندروز آسوده از کار...!!!دوستانم بعد از خاکسباری موقع خوردن کباب آرام آرام خنده هایشان شروع میشود...!!!راستی عشقم را بگو اوهم باخنده هایش در آغوش دیگری،مراازیاد میبرد...!!!من تنها فقط گورکنی را خسته میکنم...!ومداحی که الکی از خوبی های نداشته ام میگوید و اشک تمساح میریزد...!!!و من میمانم و گورستان سرد و تاریک و غم همیشگی ام که همراهم میماند...!!!من میمانمو و خدا،بااحساس خجالتی که ای مهربان چرا همیشه مرا از تو و دینت ترسانده اند...!
چرا میری کوچه خلوت!خب کافه و رستوران شلوغ چشه مگه؟تو این سن دقیقا هدفت از دوس پسر چیه؟
تینجرن بابا تازه لابد پسره حتی کاشینم نداره بنده خدا 🤣 ولی نمیدونم هدفشون چیه دقیقا منم که 20 سالمه حتی از ازدواجم خوشم نمیاد بعد دهه نودیا تو اینکاران
کار یادش میدی . جای اینکه بهش بگی نره .1۵ ساله بچه اس بخدا دوبار بره دفعه بعد میاد تایپک میزنه هایمن ...
من الان بگم نرو اون نمیره؟
صددرصد میرع
وقتی با نصحیت نمیشه جلوشو گرفت
لااقل از خطرات بیشتر باید جلوگیری کرد
وقتی بمیرم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد...!!!نه جایی بخاطرم تعطیل میشود...!!!نه در اخبار حرفی زده میشود...!!!نه خیابانی بسته میشود...!!!و نه در تقویم خطی به اسمم نوشته میشود...!!!تنها موهای مادرم کمی سپید تر میشود...!!!...!!! پدرم کمی شکسته تر...!!!اقواممان چندروز آسوده از کار...!!!دوستانم بعد از خاکسباری موقع خوردن کباب آرام آرام خنده هایشان شروع میشود...!!!راستی عشقم را بگو اوهم باخنده هایش در آغوش دیگری،مراازیاد میبرد...!!!من تنها فقط گورکنی را خسته میکنم...!ومداحی که الکی از خوبی های نداشته ام میگوید و اشک تمساح میریزد...!!!و من میمانم و گورستان سرد و تاریک و غم همیشگی ام که همراهم میماند...!!!من میمانمو و خدا،بااحساس خجالتی که ای مهربان چرا همیشه مرا از تو و دینت ترسانده اند...!