خواستگاره. دو سه جلسه بود. خیلی خلاصه میگم
خیلی طولانیش نمیکنم. ۲۵ سالشه. یه ماشین از خودش داره. یه خونه پدر و مادرش برای زندگی بهش دادن. یه شرکت داره که به گفته خودش تازه به درامد رسیده. درامدش خیلی نیس چون تازه زده. ولی شغل اصلیش کار فنی. گفته میخوام یه بنیاد خیریه هم بزنم. تو کار مجوز ایناش هستم. البته یه سری کارهای خیریه میکنه. مثلا برای کودکان بهزیستی اینا
معیاراش خیلی پیچیده بود نفهمیدم زیاد. میگفت که تو مسائل مالی ادم با درکی باشه. محجبه باشه. (البته خودمم هستم) اولویتش خانواده باشه. مسئولیت پذیر باشه. حامی باشه. دوست داشته باشه پیشرفت کنه. تو مسائل مختلف باهاش همکاری کنه
مسائل جهیزیه اینا که طبق رسم و رسوم گفتیم اینا. گفت جشن عروسی رو ترجیح میدم ساده باشه. بله برون هم یه جلسه معارفه بعد دوره اشنایی باشه. برای مهریه هم گفت حدودا معادل ۱۴ هزاردلار (چون شرکتی که داره درامدش بر حسب دلاره) در نظر داره با چند سفر زیارتی. و گفت شرکتی که داره نصف سهامش رو به من میده. مابقیش رو برای فرزندان اینده. و گفت نیاز داره حتما چند جلسه دیگه هم داته باشیم. بعد یه دوره اشنایی بین ۶ ماه تا یکسال. بعدش عقد یکسال بعدش هم جشن
دیگه نمیشد از این خلاصه تر گفت🧘🏻♀️