بعضی وقتا فکر میکنم من در اینجا و در این موقعیت حاصل مسیری هستم که ممکن بود با تغییر یک ثانیه ای آدمی دیگر باشم
اگه اون شب که دختر اصفهانی زیبا رو دیده بودم گوشیم گم نمیشد مسیر من به یه جای دیگه ای میرفت شاید الان همسرم یه دختر اصفهانی بود من ساکن اصفهان بودم و بچه هایی داشتم ، افتادن گوشی از جیبم و گم شدنش کار چند ثانیه بود و باعث شد مسیر زندگی من به سمت دیگه ای بره
یا اگه یه ثانیه دیرتر و زودتر از اون مسیر میرفتم اون تصادف لعنتی رو نمیکردم شاید اون چند تا سنگ ریزه زیر لاستیک ماشین که باعث شد سر بخورن و من بپرم اون سمت اتوبان و شاخ به شاخ بشم ... همون سنگ ریزه هایی بودن که میلیون ها سال پیش از برخورد دو شهاب سنگ در آسمان بوجود اومده بودن اونا راه میلیون کیلومتری رو طی کرده بودن از جو گذشته بودن میلیون ها سال پیش به زمین برخورد کرده بودن تکه تکه شده بودن ، باد و باران اونا رو بعد این همه اتفاقات به جایی رسونده بود که سرنوشت منو عوض بکنه
زندگی ما انگار در گرو اثر پروانه ای هست ، ممکنه پر زدن یه پروانه اون سر دنیا باعث طوفانی این طرف دنیا بشه و سرنوشت زندگی هم همینه
بعضی وقتا این مسیرهای مختلف رو جابجا میکنم توی ذهنم یهو آدمی جدید با زندگی جدید و اتفاقات جدید بوجود میاد که اصلا ربطی به الان من نداره