2777
2789
عنوان

سلام م

56 بازدید | 0 پست

پارت 58

با اومدن بیمار بعدی من از اتاق اومدم بیرون

کم کم برای ناهار بچهای بخش اومدن تو پاویون

سپهر اومد حدیث و الناز و الهه اومدن یه آقا دکتری به اسم دکتر صمدانی اومد یه خانم مسن اومد که ماما بود و یه خانم دکتر دیگه که صداش میکردن دکتر ایزدی

ازش زیاد خوشم نیومد نمیدونم شاید من باهاش ارتباط نگرفتم

ولی خب خودشو میگرفت حتی جواب سلام منو نداد

دکتر ایزدی : بچها من میرم ناهار رو بگیرم چند تا باید بگیرم؟ / سپهر : 8 تا / و از اتاق رفت بیرون

منتظر بودیم ناهار بیاد بخوریم و بریم شیفت سپهر یک ساعت دیگه تموم میشد

دکتر ایزدی اومد اما فقط 7 تا غذا داشت!

به همه غذا داد اما به من که آخری بودم نرسید!

سپهر : خانم ایزدی من که گفتم 8 تا غذا باید بگیرین / دکتر ایزدی : آقای دکتر من که کف دستمو بو نکرده بودم اینم هست ( اشاره کرد به من) / سپهر : این چه طرز صحبته خانم / بهار : سپهر آروم، چیزی که نشده من گرسنم نیست زیاد باهم میخوریم / سپهر : واستا میرم برات میارم / بهار : سپهر تعارف ندارم باهم میخوریم نمیخواد بری / بالاخره من و سپهر باهم غذا خوردیم دکتر ایزدی : دکتر پناهی لطفا کار امروز باعث نشه کشیکای این ترم رو زیاد کنید من واقعا خبر نداشتم همسرتون هست / سپهر چیزی نگفت که من گفتم : پیش میاد اتفاق بوده عزیزم اشکال نداره /

بعد چند لقمه کنار کشیدم که سپهر گفت : چرا رفتی عقب/ دیگه نمیتونم سیر شدم/ بیخود بیا بخور / سپهر واقعا سیر شدم / اونم هیچی نگفت و بعد غذا از بچها خداحافظی کردیم و یه ساعتی دیگه سپهر کشیک واستاد و رفتیم سمت خونه

خیلی خسته شده بودم

سپهر داشت با ینفر با تلفن حرف میزد

با اومدنم قطع کرد و گفت : خسته شدی دیشب تو بیمارستان / خیلییی من دیگه نمیام / میخوای بگم خانوم یکی از همکارام شبایی که شیفتم بیاد پیشت اگه میترسی / نه دیگه نمیخوام باید کم کم عادت کنم /

ماما کوچولو 👶🏻 💕، اینکه رمانی که مینویسم اسیده به روم نیارین دلم اون شبا و اون رمانای سم قدیم رو میخواد🦦🦦 rooomanbahar (دقیق همین رو کپی کن و اولش اینو /t.me با اینو ://https بزارید 🦦💕 خببب اینم بگم سم ترین سایتی که میتونید پيدا کنيد اینجاست هرکی پشت اکانت لم داده و فاز برداشته تا بگی پسره از من خوشش اومده داره واسم جون میده میگن عاشقت نیست ولش کن داره باهات بازی میکنه تا بگی شوهرم با گوشی رفت گلاب به روتون تو دست شویی میگن داره خیانت میکنه مطمعن باش بچه نداری جدا شو. بگی دارم درس میخونم میگن با درس به هیچی نمیرسی کی با درس به جایی رسیده برو هنری پيدا کن ادامش بده، بگی دارم کلاس نقاشی طراحی میرم میگن پول توش نیست همه بیکارن برو یه کار دیگه بکن. بگی 22 سالمه عاشق شدم میگن سنت کمه هورمونات ریخته بهم نه داداش باید عشق رو تو 40 سالگی تجربه کنی 💩 بگی دلم میخواد ازدواج کنم میگن نه ازدواج خوب نیست تا 50 سالگی مجرد بمون با عرض احترام شاید کسی دلش ازدواج و خانواده بخواد باید تا 50 سالگی صبر کنه؟ 🦦 بگی جدا شدم میگن آفرین بهترین کار کردی بعد از اونور به خانم های مطلقه چقد حسادت میکنن و توهین میکنن 🚶 هیچ وقت خوشم نمیومد از کلمه نر استفاده کنم اما متاسفانه نر های اینجا دیگه کلا تعطیلن سگ بهشون پا نمیده میان اینجا لا به لای سایت زنونه هر نری درخواست دوستی بده به معنی اینه ننش خرابه) شاهکاره این سایت 90 درصد آدمای اینجا با آدمای تحصیل کرده که خصومت شخصی دارین 🦦 با کادر درمانم که کلا خصومت دارین🦥 فقط شماها خوبید تمام. ( ماما هم نیستم در آرزوی مامایی به سر میبرم که امسال میرسم بهش).

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2834
2835
2108