چند روز پیش رفتم آزمایش بدم
یه خانومه کنارم نشسته بود با دختر ۱۳ سالش
بعدش یه آقاعه لباس کار مکانیکی هم تنش بود رف نوبت گرفت واسه ازمایش
بعد خانومه میگف برو بشین صدات میزنم میگف درد دارم نمیتونم بخدا بشینم
خلاصه بعد چند دقیقه مادر دختره صدا زدن رف داخل
دختره هم نشسته بود صندلی انتظار
دیدم مرده همینجوررررر زل زده ب دختره بعدم همش گوشیشو ب دختره نشون میداد😐 میخاسم جرررش بدم کثافط نزدیک ۵۰ سالته با لباس کار با دردی ک ب همراه داری با داشتن زن و بچع دنبال دختر ۱۳ ساله ای
چپ چپ نگاش کردم گورش گم کرد فهمید فهمیدم کرم داره میریزه ب دختره
ینی بیچارخ زنششششششش