2777
2789
عنوان

تاوان گناه

113 بازدید | 11 پست

نمیدونم تاوان چه گناهی میدم.. با کسی ازدواج کنم که یخچاله الان سرم داد زد چون یکم قیافه گرفتم چون دیشب بهم محلی نمیداد صبحم انگار نه انگار دیشب اولین شب خونه جدیدم بود دوست داشتم بیاد بغلم کنه ولی هیچی صبحم باز هیچی. دارم گریه می کنم به ابن بخت بدم شاگرد اول کلاس و دانشگاه بودم. لعنت به ابن بخت بدم.

خب چرا بدون شناخت یا این آدم ازدواج کردی ؟؟

..تو خاکسپاری ت اگر بارون بیاد شرکت نمیکنن؛ پس اون جوری زندگی کن که حالتو خوب میکنه. بی خیال حرف و نگاه مردم 🌹🌹🌹دلم یه خواب آخر میخواد از اون خوابها که میری تو یه تونل سفید بی انتها و آخر تونل عزیزت منتظره تا بغلت کنه و بگه خوش اومدی به این دنیا .دیگه تموم شد غم و غصه من کنارتم 😞😞😞💔💔💔

دخترا من تو این چند سال کلی برای مربی و برنامه‌های مختلف هزینه کردم ولی هیچ‌وقت نتیجه‌ای که میخواستم نگرفتم.

یکی از دوستام فیتامین رو معرفی کرد و الان بعد از ۶ ماه واقعاً تغییر رو حس میکنم، حتی اطرافیانم هم متوجه شدن 😅

خوبیش اینه که هم تو خونه میشه تمرین کرد هم باشگاه. گفتم اینجا معرفی کنم شاید به دردتون بخوره ❤️

گیر ادم بد افتادی.

فرزندم،از ملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم... از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم...امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها وسالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان دل گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد.... روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز... روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد،این روزها دارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد...!❤️❤️

حالم بده دو هفته دوست بودم خیلی خوب بود خیلی مشتاق بود شماره مادرم گرفت روز زن باش زنگ زد خودش گفت ب ...

فقط سر دو هفته دوستی فهمیدی این آدم ازدواجه ؟؟

..تو خاکسپاری ت اگر بارون بیاد شرکت نمیکنن؛ پس اون جوری زندگی کن که حالتو خوب میکنه. بی خیال حرف و نگاه مردم 🌹🌹🌹دلم یه خواب آخر میخواد از اون خوابها که میری تو یه تونل سفید بی انتها و آخر تونل عزیزت منتظره تا بغلت کنه و بگه خوش اومدی به این دنیا .دیگه تموم شد غم و غصه من کنارتم 😞😞😞💔💔💔

اون خودش اومد خواستگاری انقد عجله داشت. انقد عاشقانه رفتار میکرد من هم فکر کردم که مناسبه

تا عقد چقدر زمان گذاشتی ؟الان عروسی کردید یا هنوز عقدی و همخونه شدی؟

..تو خاکسپاری ت اگر بارون بیاد شرکت نمیکنن؛ پس اون جوری زندگی کن که حالتو خوب میکنه. بی خیال حرف و نگاه مردم 🌹🌹🌹دلم یه خواب آخر میخواد از اون خوابها که میری تو یه تونل سفید بی انتها و آخر تونل عزیزت منتظره تا بغلت کنه و بگه خوش اومدی به این دنیا .دیگه تموم شد غم و غصه من کنارتم 😞😞😞💔💔💔

الان خیلی وقته بچه دارم

قبل بچه هم همین بود ؟!

..تو خاکسپاری ت اگر بارون بیاد شرکت نمیکنن؛ پس اون جوری زندگی کن که حالتو خوب میکنه. بی خیال حرف و نگاه مردم 🌹🌹🌹دلم یه خواب آخر میخواد از اون خوابها که میری تو یه تونل سفید بی انتها و آخر تونل عزیزت منتظره تا بغلت کنه و بگه خوش اومدی به این دنیا .دیگه تموم شد غم و غصه من کنارتم 😞😞😞💔💔💔

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز