شب، برخلاف آنچه میگویند، همیشه برای گریه یا برای جشن نیست. گاهی شب، تنها یک «حضور» است؛ حضوری بیصدا، بیادعا و بیهیجان.🌒
در این ساعت از شب، وقتی جهان از همهمه باز میایستد، سکوت دیگر یک نبودن نیست؛ بلکه نوعی «بودنِ محض» است. سکوتی که نه بویِ اشک میدهد و نه عطرِ لبخند؛ سکوتی که شبیه به یک صفحه کاغذ سفید است؛ نه پر از نوشتههای پرشور و نه سیاه از خطوطِ درهمریخته.
در این میانهی بیطرف، تو با خودت روبرو میشوی؛ نه آن تویی که در شادمانی میخندد، و نه آن تویی که در اندوه میلرزد🌱💚