2777
2789

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

معجزه زیاد دیدم

اما روزای سختی که از شدت ناراحتی استخونام شکسته هم زیاد دیدم

مثلا در عین ناباوری خونه مورد علاقمو خریدیم

مثلا خواهر شوهرم خیلی عذابم میداد و شوهرم طرف اونا بود آخرین بار خیلی دلم شکست و در عین ناباوری خواهر شوهرم با دست خودش یه کاری کرد که برای همیشه از چشم شوهرم افتاد و من ازینکه دیگه نمیبینمش خیلی خوشحالم

یه دختر بچه از فامیلا گم شده بود تو حرم امام رضا بعد مامانش میگفت خودم و بچه بودیم فقط اولین بارش بود برده بودیمش حرم سه یالش بود تقریبا بعد یهو دیدم نیست هرجا رو گشتم نبود گفتم به داداشم بگم به خواهرم بگم به کی بگم تو شهر غریب دست به دامن کی بشم آخر رو کردم سمت حرم گفتم آقا اولین بار بود بچمو آورده بودم خودت یه کاری کن که تا سرشو برگردوند بچه پیدا شد

حالا دختره بزرگ که شد میگفت من اصلا اونجا نبودم من یه قسمت دیگه بودم که یه آقایی که عبای سفید و یه سربند مانند سبز داشت و خیلی مهربون بود و اصلا نه گریه کرده بودم و نه گفته بودم گم شدم اومد بی مقدمه گفت بیا بریم پیش مامانت منم اصلا نپرسیدم از کجا میدونی و کلا من خجالتی خیلی ریلکس دستشو گرفتم همراهش رفتم رسیدیم پشت مامانم آقاهه حرف نزد ولی صداش رو تو ذهنم انگار میشنیدم که انگار نمیدونم چجوری مامانمو نشون داد گفت اینم مامانت و همون لحظه قبل اینکه مامانم برگرده دستمو ول کرد و بعدا هم هرچی به مامانم گفتم اون آقا رو دیدی ندیده بودش

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز