بابام آرزوش بود جراح بشم چون خودش بعد ۵ سال پزشکی و نتونست ادامه بده تو سال ۵۷ .خودمم همین و میخواستم ولی نشد و الان ۲۸ سالمه . به خاطر خیلی چیزا به عنوان یه پسر بعضی وقتا حالم بد میشه و انرژی بدی از جامعه میگیریم یکیش قدم که ۱۷۰ عه .ولی همش فکر میکنم اگر درسم و خونده بودم اینقدر احساس خلا نداشتم .حیف
شیزوفرنی شدید و پارانوئید داشت بخاطر مصرف گل توی گذشتشفکر میکرد یه عالمه ادم از سر تا سر دنیا دنبالش ...
ای بابا . اون دیگه عجیب بوده البته که قابل درمانه . کلا تو مسیر درمان مشکلات روحی و روانی اگر خود فرد بپذیره که بیماره نصف راه و رفته چون آگاهی پیدا میکنه که چی غلطه چی درست