زود جبهه نگیر...کاری نکن دل اون آدم بشکنه !
البته حق داری نگران زندگیت باشی...
ی روزی ، ی نفر به مادر پاک تر از گلِ من دید منفی داشت...جوری که شوهرش که بشه صاحب کارِ مادرم...به مادرم پیامک زد که بخاطرِ شما تو خونه ما دعواست !!!!!!!!!
در حالی که مامانم اصلا تو این وادی ها نیست و دوما اصلا به جماعت مرد رو نمیده!
اون روز من تو مسیر دانشگاه بودم که ی شهر دیگه بود...دلم شکست...با اشک و آه زیارت عاشورا خوندم...
بگم که این حرکت زنه باعث شد ، شوهرش با مادرم رفتار جنگی داشته باشه...
ی مدت گذشت ، برادرِ صاحب کارِ مادرم، زنش رو با نوزاد طلاق داد و با ی جشن مفصل با منشیش علنی ازدواج کرد:)
ی چن سالی هم گذشت ، الان مامانم اینا ی همکار دارن ، قشنگ با شوهرش هست...دو سال قبل هم پسرش فوت کرد...ولی شوهره همچنان با این زن هست...
بعد فوت پسرش ، از مادرم حلالیت خواست...گفتم به شوهرم میگم ما باهات بد بودیم...ما رو حلال کن...هرچند مادرم آدم کینه نیست ...اما آه اون روزِ من بعد چندین سال دامنش رو گرفته...
همه میدونن که شوهرش بهش خیانت میکنه...ولی چون شوهرش نفوذ داره میترسن به گوش زنش برسه...
مرده برا زنه هرکاری میکنه...شده اسباب بازی تو دستش :)
زنه حتی رفته به همه گفته من زنِ صیغه ایِ فلانی هستم...
چون مرده نفوذ و پول و قدرت داره ، همه هم بش احترام میذارن...