من بابام بشدت آدم عوضی هست متاسفانه دیروز من حال اینکه برم بیرون رو نداشتم کمر درد و اینا هم داشتم بار مامانم مجبور شده بود به دروغ بگه درس داره همین الان برگشته به مامانم به حالت دستوری میگه مگه این درس نداره! مامانم مجبور شده بیاد منو بیدار کنه بهم میگه پاشو الکی یه یک ساعت کتاب بگیر دستت ! بخدا اصلا باورم نمیشه سر خواب هم داره محکوم میشم روانی شدم اول صبح😭💔
این تاپیک رو من بازم زدم متاسفانه اگر تاپیک تکراری هست با اذیتتون میکنه لطفا شرکت نکنید خانوادم همه حق و حقوقم و ساده تریناش رو ازم گرفتن تا باهاش منو کنترل کنن حق بیرون رفتن رو ازم گرفتن تا مبادا یروز بدون اجازه از خونه برم بیرون حریم شخصی ازم گرفتن تا هر وقت دلشون بخواد تو زندگیم دخالت کنن ! بابام کلا معتقده رییس و فرمانده خونه هست و همه تحت کنترل و اختیارش هستن و دقیقا مثل یه برده باید بهش چشم بگم و از هر چیزی بخاطر حرفش بگذرن خداشاهده حتی به مرگ هم تهدیدم میکنن که تو حرف ما نباشی خونتو میریزیم 😭💔بشدتتتتتت تاکسیک و سمی هستن یعنی حاااال بهم زن من الان ۱۷ سالمه تا الان یبااار کلا نزاشتن من از خونه پامو بزارم بیرون هر جا میخوان برن بزور میگن بااااید با ما بیای 😶خدایی تهدیدم میکنن وقتی میگم من امروز انرژی ندارم بیام بیرون میگن بهت میگم بیا باید بگی چشم ! یا مثلا بابام تو همچنین موقعیتی میگه کاری به حرف این نداشته باش کار خودتو بکن:) یعنی نمیزارن آدم دو دقیقه ریخت نحسشونو نبینه و آروم باشه اصلا اجازه نمیدن در اتاقمو ببندم چند وقت پیش در اتاقم بسته بابام اومد وایساده بود برای دااااد و بیداد کردن و تهدید کردن که تو حق نداری در اتاقتون ببندی یبار دیگه درو ببندی درو بر میدارم !!! تو یه مهمونی جایی هستیم حتی نمیزاره بخندم 😭💔🥲 یبار خونه بابا بزرگم بودیم با داداشم داشتیم میخندیدیم و شوخی میکردیم بابام تو جمع گفت برای چی میخندی دختر نباید بخنده همونجا اشک منو درآورد !! :)یبار دیگه هم با داداشم بودیم بابام کنارمون بود بازم داشتیم میخندیدیم تو فاصله دو متری حدودا سه تا پسر وایساده بودن بابام بهم گفت میدونی که وقتی تو یجای عمومی هستی نباید کسی صداتو بشنوه ولیکن چهرتو ببینه !!!!!!! بخدا از حرفام یه کلمه هم دروغ نیست 🥲
مامانمم نصف شبا میاد تو اتاقم یواشکی ببینه چیکار میکنم خوابم یا بیدار یه شب اومده بود تو اتاقم دست میزد به گوشیم ببینه داغه یا نه ! یا میاد بالا سرم میگه من که میدونم تو بیداری فردا برات دارم !
دیروز بابام سرم داد میزد باهام بحث میکرد بهم میگفت تو میری جلو آینه وایمیسی آرایش میکنی تو یه احمقی ! اول صبح که بیدار میشی آدم دلش نمیخواد نگات کنه از چهره میکروب و نجاست میباره ! 🥲🥲🥲🥲🥲 کدوم پدری به دخترش اینو میگه؟
میگه تو عامل مریضی و سرطان من هستی !
یا وقتی میگم درس دارم امروز نمیره بیرون لج میکنه میشینه تو خونه منو دید میزنه