2777
2789

هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

باهاش مشاوره رفتم خودش نمیخواد درسشه من زنم حس میکنم یکی توزندگیم اومده خیلی عوضشده یادمه تومحل کارش ...

خودتون به تنهایی بامشاورصحبت کنید که درمورد تصمیم برای ادامه زندگی یاطلاق بهتون مشاوره بده 

چون اینکه هم جدازندگی کنین هم اینکه همسرش باشین خیلی منطقی نیست 

باید یه راه حل مناسب برای مشکلتون پیداکنین 


برای سلامتی دخترم دعاکنید
گلم حتما بیماره

نمیدونم آخه خیلی خوب بود کاراش عجیب شد حتی رو گوشیش رمز گذاشته بود شوهرم بچه طلاقه یه بار رفتم دست به گوشیش زدم دیدم یه دختره رو پرو فایلش عکس بیحجاب گذاشته بود باآرایش غلیظ باهم پیامایی ردو بدل کردن گفتم این کیه دادو بیدا گفت خواهر ناتنیمه توندیدیش حالاچی دحتره اصن از بابایه این نیست مادرش یه زمانی زن باباش بود حرفایی زده بود خواهر برادری نبود گفتم الان بدختر زنگ میزنم گفت توفقط بزنی سرتو میزارم روسینت

وای چقده تلخ برو دادگاه نترس هیچ غلطی نمیتونه بکنه  خودتو نجات بده لطفا

پدرم قندش بالاست زده به چشمش نابینا شده واینکه قلبشم مشکل داره شوهرم میاد اونوقت دادو بیداد میکنه جلودرو همسایه میترسم بابام سکته کنه یه بار بابام سکته کرده بابام سنیم نداره تازه پنجاه ویه سالشه دوماد اولشم هست از شانسش میگم حالا که جدام خرجشون رو کارت به کارت میکنه کاش یه کی رو میگرفت خودش میگفت بریم محضر طلاق

خودتون به تنهایی بامشاورصحبت کنید که درمورد تصمیم برای ادامه زندگی یاطلاق بهتون مشاوره بده  چو ...

مشاوره رفتم میگه به احتمال زیاد یکی توزندگیش هست که انقدر تغییر کرده واون شخص تونسه برهمسرت تسلط پیدا کنه متئسفانه شوهرتم زبون چرب داره وشوخ طبع هست اینارو گفته حتی ببخشید میگفت تورابطه باهاش حتمن ک ا ن د و م استفاده کن چون قبلن باهمسرم پیشش رفته بودیم کاملن شناخت داشت مشاوره میگم شوهرم منو خیلی میخواست بعد بچه دومم محل کارش عوض شد رفت انقلاب وبغلش یه دختره هست همکارش ولی اون دختر عطر میفروشه ویه دفعه زنگ زدم جواب گوشیه همسرمو اون داد کلن از اون موقع عوض شد بخدا حالا برادرشوهرم میگه توخوشگلی دختره استخون وزشته ولی رنگ موهش وتیپایی که اون میزدو میگفت مثلا اینکارو کن بهم 

باهمسرتون صحبت کنید تاتکلیفتون رومشخص کنه نباید تواین وضعیت بمونید 

اگه واقعا مطمئن هستین کسی توزندگیش هست باید که باهاش صحبت کنید به خصوص الان که جدازندگی میکنید 

اگه واقعا میخوان ادامه بدین باید برش گردونین پیش خودتون وگرنه که اینجورزندگی کردن غیرازدردوافسردگی چیزی براتون نداره یاباید بی خیال بشین نسبت به همه کارهای همسرتون که اونم خیلی سخته

برای سلامتی دخترم دعاکنید
پدرم قندش بالاست زده به چشمش نابینا شده واینکه قلبشم مشکل داره شوهرم میاد اونوقت دادو بیداد میکنه جل ...

همه این حرفا رو به دادگاه بزن 

قطعا تعهد سفت و سختی ازش میگیرن که دیگه جرات نکنه از کوچتون هم رد بشه! 

دیدم که میگم گلم

همیشه دل به ترس دادن دست و پای آدمو می بنده اعتماد به نفسمونو کم میکنه که فقط میشینیم و نظاره گر نابودی و تباهی جوانی و زندگیمون میشیم

من از شوهرم متنفرم چندباری برگشتم خونه بابام که طلاق بگیرم ولی وقتی رفتارشونو میدیدم یادم می اومد که بخاطر فرار از این خونواده بود که ازدواج کردم بعدش دیگه برمیگشتم پیش شوهرم تحمل اذیتای یک نفر بهتر از عذاب کشیدن تو خونه پدریه آدم جیگرش میسوزه وقتی میبینه پدرومادرش دشمنشن

حکایت من مثل حکایت کودکیست که مادرش او را میزند و می گوید گریه نکن...
همه این حرفا رو به دادگاه بزن  قطعا تعهد سفت و سختی ازش میگیرن که دیگه جرات نکنه از کوچتون هم ...

دلم خیلی میخواد جداشم ازش حالم ازش بهم میخوره مامانم میگه بخاط بابات کوتاه بیا شوک نباید بهش وارد شه حالام که قیافه نحسشو نمیبینم که خداروشکر نمیدونم چه غلطی میکنه قطعن یکیو داره برام مهم نیسش دیگه بهش فکر نمیکنم یه روز میشه بخواد زن بگیره زنه بگه باید زنتو طلاق بدی منتظر اونروزم همینم که نمیبینمش خیلیه

الان که ازم دوره اخلاقش فرق کرده پیام میده دلم برات تنگشده باداداشش کار میکنن دیگه پیش داداشش باهمن میگه من اذیتت کردم جبران میکنم اما من جوابشو نمیدم فقط میگم جبران بخوای بکنی بیا طلاقم بده تاببخشمت دلم باهاش صاف نمیشه انقدام بد نبود یهو اینطور شد وشدید وشدیدترشد وبددلتر نمیدونم براهمه جای تعجب هست که چرااینطور شد کسی که یه زمانی که گریه میکردم میومد بغلم اشکامو پاک میکرد میگفت طاقت اشکاتو ندارم کسی که میگفت اگرم قهر میکنی حق نداری جاتو عوض کنی میگفت خانومی گوشیم شب وروز دستت کسی که رمز میزاره یه غلطی میکنه زن وشوهرا باید رمز گوشی همو بدونن اینا رو میگفت از وقتی رفت همکارش یه دختر هرزه بود که مطلقه بود از این رو به اون روشد طوریکه میگفت انقد هستن ک توتوش گمی 😢😢

اذیت چی 

شوهرم آدم عصبیه بددل هم هست منو برده ی خونش میبینه یه روز که لباساش نشسته باشه یا غذاش آماده نباشه خونه رو میزاره رو سرش با هیچکس هم نمیزاره رفت وآمدم کنم نه خواهرام نه فامیل نه دوست... ازهمه نفرت داره حتی مارو بیرون نبرده تواین چندسال زندگی.تاچیزی هم بهش میگم در حد مرگ منو میزنه بار آخر خفم کرد دنیا تو چشام سیاه شد داشتم میمردم دیگه چیزی به مردنم نمونده بود که دخترم افتاد به پای باباش والتماسش کرد که مامانمو ول کن بعد ولم کرد.واقعا خیلی ازش متنفرم

حکایت من مثل حکایت کودکیست که مادرش او را میزند و می گوید گریه نکن...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792